حاشيهنگارى و تعليقهپردازى بر تفاسير قرآن
تعليقهنگارى و حاشيهپردازى نسبت به كتابهاى موجود تفسيرى ، فقهى ، اصولى يكى از روشهاى متداول و معمول اهل علم در گذشته و حال مىباشد . هدف اين حركت علمى آن بوده است ، كه برخى از نواقص يا احيانا اشكالاتى را كه كتاب متن دربردارد بر طرف و آن را كامل و بىنقص نمايند يا كاستىهاى آن را جبران كنند . اين امر در يك فضاى آكنده از صفا و ادب و احترام صورت مىپذيرفت . نه به صورت حمله و هجمه به روش برخى از مجلّات پژوهشى رائجها . اين تعليقات و حواشى ، نه تنها از اعتبار اصل نمىكاست ، بلكه بر اعتبار آن نيز مىافزود ، چون معمولا كتابهايى مورد تعليقه و تحشيه قرار مىگرفتند ، كه خود كتاب و نويسندهء آن از شأن و اعتبار والايى برخوردار بودند . در اين مورد ، كافى است كه دو بخش از كتاب نفيس « الذريعة الى تصانيف الشيعة » ، مورد دقّت و مطالعه قرار گيرد . « 1 » در اين مورد ، نوعا كتابهاى بزرگان علم و ادب ، فقه و فقاهت ، يا تفسير و تحليلهاى قرآنى مورد حاشيهنگارى و تعليقهپردازى قرار مىگرفتند .
نكتهء حائز اهميّت ، در اين امر ، جنبهء علمى و ادبى آن است ، كه در روزگاران گذشته ، بدون تعصّب و تعنّد ، نوع كتابهاى تفسيرى اهل سنّت مورد عنايت و توجّه بزرگان تشيّع قرار گرفته است و گاهى به صورتهاى معكوس نيز كتابهاى شيعه از سوى اهل سنّت مورد تعليقهنگارى قرار گرفته است ، بىآنكه گرايشات اعتقادى كوچكترين مانع اين حركت علمى و فرهنگى گردد . ازاينرو ، علاوه بر كتابهاى ادبى نحو ، صرف ، منطق ، فلسفه و حكمت ، تعدادى از تفاسير اهل سنّت مانند : انوار التنزيل ، قاضى بيضاوى ، تفسير جلالين ، و از كتابهاى شيعه ، تفسير التّبيان ، مجمع البيان ، الصّافى ، البرهان ، مورد تحشيه و تعليقهء بزرگان شيعه ، مانند ابن ادريس ، شيخ بهايى ، استرآبادى و جمعى ديگر قرار گرفته است كه ما چند مورد از آنها را معرّفى مىنماييم . قابل عنايت مىباشد ، آن قسمت از مطالب كتابهاى حاشيه شده ، كه مورد تحشيه و تعليقه قرار نگرفته است ، نوعا مورد تأييد و امضاء محشّى قرار دارد . اينك تعدادى از اين تعليقهها
Footnote
( 1 ) معرّفى مأخذ :
1 . جلد چهارم ، بخش تعليق و تعليقات ، ص 221 - 226 كه بيش از 30 مورد تعليقه معرّفى شده است .
. جلد ششم ، بخش حاشيه و حواشى ، ص 232 ، كه بيش از 1286 مورد از حواشى يا حاشيه بر حاشيه معرّفى گرديده است .