150 آيه در مسائل فقهى وجود ندارد . » « 1 »
ز - تفاسير مذهبى :
اين نوع تفاسير فراوان است ، كه از باب نمونه مىتوان از تفسير « آلاء الرحمن في تفسير القرآن » تأليف شيخ محمّد جواد بلاغى ( متوفى 1352 ه . ق ) نام برد اين تفسير در دو جزء و در يك مجلد چاپ شده است و جهتگيرى آن يكسويه و راجع به مذهب و تعاليم شريعت مىباشد .
مرحوم محمد جواد بلاغى در پيشگفتار خود ، اعجاز قرآن را از جنبههاى مختلف بررسى كرده است و قرآن را ازآنجهت كه نظام تشريعى عادلانهاى دارد ، معجزه دانسته است ، چون او مقرّرات و قوانين قرآن را با نظامهاى جور و ستم ، مقايسه كرده و نتيجه گرفته است كه آنگونه شرائع از فكر سخيف بشر نشأت گرفته است ، ولى شريعت اسلام ، از منبع وحى الهى صادر و ابلاغ شده است ازاينرو بهترين و كاملترين مىباشد . » « 2 »
ح - انحرافى و تأويلى :
از روزگاران پيشين گروهى بر اين انديشه بودند كه به اسلام لطمه بزنند يكى از راههاى لطمه زدن آن بود كه آيات قرآنى را به شيوههاى نادرستى ، تأويل كنند كه با اصل معنى منافات و مغايرت داشت . مثلا :
گفتهاند
السَّارِقُ ، وَ السَّارِقَةُ ، فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما
« 3 » منظور از امر ( اقطعوا ) اباحه است نه وجوب مانند ( يا بنىآدم خذوا زينتكم عند كلّ مسجد ) « 4 » خذوا امر اباحهاى است كه اين مورد از مسائلى است كه ولىّ امر مىتواند در آن تصرّف كند و بنا به اقتضاى زمان و مكان ، تغيير دهد ، در جواب بايد گفت اين سخن با سنّت پيامبر مغايرت دارد ثانيا ( جزاء بما كسبا نكالا من اللّه . . . ) در ادامه همان آيهء سرقت است كه تهديد به عذاب و مجازات دارد .
برخى كه اين مجازات را ( قطع انگشتان دزد را ) خشونتآميز دانستهاند گفتهاند اگر بنا شود اين حكم در دنياى امروز عملى شود بايد بسيارى از دستها را بريد . بايد دانست كه اسلام مجموعهء احكامى است كه اجراى آنها در اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى مىشود و بريدن چند دست خطاكار براى امنيّت يك ملّت يا جمعيّت ضرورت دارد و حفظ امنيّت جمع يا يك جامعهء بزرگ با بريدن دست چند نفر خطاكار ، نمىتواند خارج از دائرهء عقل و منطق باشد سؤالكنندهاى حدود هزار سال پيش از سيد مرتضى علم الهدى ( ره ) پرسيد است : يد به خمس مئين عسجد وديت ، ما بالها قطعت في ربع دينار ، « 5 » دستى كه قيمت آن پانصد دينار است چرا به خاطر يك ربع دينار ، بريده مىشود . سيّد در پاسخ چنين جواب حكيمانه را گفته است :
عزّ الأمانة اغلاها و أرخصها - ذلّ الخيانة فافهم حكمة البارى .
« عزت امانتدارى آن را گرانقيمت كرد ولى ذلّت خيانت ، ارزش آن را پايين آورد پس حكمت تشريع حكم خدا را درست درك كن ! » « 6 »
يا الزانية و الزّانى فاجلدوا كلّ واحد منهما مائة جلدة . . . زن زناكار و مرد زناكار را بر هركدام از آنان ، صد تازيانه بزنيد . . . » گفته شده است اين امر از روى اباحه است نه وجوب چه در شريعت ، تيسير و تخفيف بر تشديد مقدّم داشته شده است در پاسخ بايد گفت ، دنباله آيه
لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ
آمده است .
در دين خدا هرگز رأفت و عطوفت شما را از نواختن
هامش
( 1 ) مجله مشكات از انتشارات آستان قدس رضوى بنياد پژوهشها ش 14 ، ص 19 مقاله آقاى دكتر علوى مقدم .
( 2 ) مجله مشكات از انتشارات آستان قدس رضوى بنياد پژوهشها ش 14 ، ص 19 مقاله آقاى دكتر علوى مقدم .
( 3 ) سورهء مائده آيه 38 .
( 4 ) قرآن در اسلام ( 8 ) المنارج ، ج 1 ، ص 17 .
( 5 ) فقه القرآن ، ج 2 ، ص 384 .
( 6 ) منبع فوق .