تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1032

مساهمون:

ص١٠٣٢
[ تصوير ]

* متن نوشتار

« ايشان به تاريخ 1299 ، در تبريز متولد ، پدرشان مرحوم ملا علىقلى از روحانيون مورد احترام اهالى تبريز بوده است . ايشان به مرحلهء تربيت كه مىرسند ، در مدارس جديد شروع به تحصيل نموده و تا أخذ مدرك ديپلم در آن مدارس ادامه مىدهند ، ولى با توجّه به علاقه‌اى كه به علوم دينى داشته‌اند در مدرسه طالبيّهء تبريز مشغول تحصيل مىشوند و دورهء مقدمات را در آنجا سپرى مىكنند . سپس به قم مهاجرت مىكنند و در عشّ آل محمّد ، آشيانه مىگيرند و به تكميل دروس مىپردازند . در سال 1325 ه . ش ، خبر درگذشت پدر او را مجبور به عزيمت به تبريز مىكند تا كفالت خانواده را به عهده گيرد . بعد از سروسامان دادن به زندگى ، مجدّدا عازم ديار جهاد و اجتهاد ، قم مىشود و از محضر حضرات آيات عظام : آقا سيّد محمد حجت تبريزى و آقا سيّد حسين بروجردى رضوان اللّه تعالى عليهما استفاده مىبرند . و در اين سالها با بزرگوارانى همچون حضرت آية اللّه مشكينى ، آية اللّه چراندابى ( مقيم تهران ) ، جناب آقاى قزلجه‌اى مباحثه و مراوده داشته‌اند . بعد از اتمام و اكمال تحصيلات خارج فقه و اصول ، به تبريز معاودت و به وظايف دينيه و ارشاد و تبليغ و تربيت محصلين و اقامهء جماعت و سعى در قضاى حوائج مؤمنين ، مشغول مىگردد . مراتب علمى ايشان را حضرات آيات عظام ، تأييد نموده و اجازهء رسيدگى به امور شرعيّه و حسبيّه را از سوى ايشان تنفيذ نموده‌اند . از آن ميان : حضرت آية اللّه العظمى سيّد ابو الحسن موسوى اصفهانى . حضرت آية اللّه العظمى سيّد محمد هادى ميلانى . حضرت آية اللّه العظمى سيّد محسن حكيم . حضرت آية اللّه العظمى سيّد محمد حجت كوه‌كمرى . حضرت آية اللّه العظمى حاج سيّد ابو القاسم خوئى . حضرت آية اللّه العظمى سيّد عبد الهادى شيرازى . حضرت آية اللّه العظمى سيّد حسين بروجردى ( اعلى اللّه مقامهم ) « 1 » . مرحوم محدث تبريزى آراسته به فضائل و محاسن اخلاقى بوده‌اند ، مجالستش روح‌بخش و طلب‌انگيز و شوق‌افزاى بود و مواعظش دلنشين و اثرگذار ، جملاتش كوتاه و پرمعنا و نگاهش نافذ و گيرا با شاگردانش بسيار رؤف و مهربان و در تفسير و ادبيّات عرب ، يد طولايى داشت و با توجّه به فقه اللغة و فقه و اجتهاد ، برداشت‌هاى لطيف و ظريف و دقيقى را از آيات مىنمود . تفسير مجمع البيان را حاضر الذهن بود و نگارنده مدّت چند سال ، آن تفسير قيّم و شريف را در محضرش به مباحثه و تلمّذ نشست . اندك خستگى در چهرهء آن بزرگ در غربت تدريس به يك نفر ، ديده نشد . آن روزها كه ايّام سردى و
هامش
( 1 ) كه دست‌خط مباركشان موجود مىباشد .