ز تيغ طعنه شده چاكها به سينهء ما * ز سنگ كيست كه نشكسته آبگينهء ما
ز شرح سوز دلم دوزخيست هر فردش * بخوان وليك منه در بغل سفينهء ما
* * *
پنهان سوى مجنون نظرى داشته ليلى * غير از تو دل هيچ بت از سنگ نبودهست
* * *
بوى خون مىآيد از باد بهارم بر مشام * باز گويا از بر خاك شهيدان لاله خاست
* * *
گر مىگرفت نسخه ز چشم تو سامرى * بازار سحر و رونق اعجاز مىشكست
* * *
گذشت لاله و از بىكسى شهيدان را * به غير لاله كسى شمع بر مزار نسوخت
* * *
شام غم كز گريه چشمم بىتو طوفان برگرفت * ريخت چندان خون برون كانديشه دامان برگرفت
عشق را نازم كه زد بر كفر و ايمان پشت پا * ننگ مذهب از سر گبر و مسلمان برگرفت
* * *
چندان به ياد خاك درت ديده خون گريست * كز گريه خاك خاصيت توتيا گرفت
* * *
رفتى تو و بىطاقتى با صد خيالم مىكشد * امروز اگر شوقم نكشت امشب ملالم مىكشد
* * *
سرشك ريزى مژگانم اختيارى نيست * ز اشتياق تو خون در جگر نمىگنجد
* * *
ز ذوق وعده جان بر لب دمى صد بار مىآيد * مرا بىتابى دل مىكشد تا يار مىآيد