مگر قول ميرزا سنگلاخ را قبول كنيم كه وى دير زيسته و در سنين پيرى درگذشته است .
صاحب « مرآة العالم » و شيخ ابو الفضل بن مبارك منشى ، اظهر « 1 » و جعفر تبريزى را شاگرد مير على دانستهاند ولى سپهر در تذكرهء خود اظهر را شاگرد مير عبد اللّه فرزند مير على تبريزى ذكر كرده است .
مرحوم دكتر مهدى بيانى از آثار خطى منسوب به او ياد كرده و قسمتى از قصيدهاش را كه در پايان نسخهيى از كليات سعدى ( در تاريخ 840 به قلم كتابت خفى ) نوشته نقل كرده از اوست :
به فرخى و سعادت به يارى تقدير * به سال هشتصد و چل سه از مه شهرير
تمام كرده شد اين نسخه به نام ايزد * بسان طلعت زيباى لعبت كشمير
ز روى معنى گويى همىكند املا * دعاى دولت مخدوم نقد صدر كبير
يگانه خواجهء دريادل هنرپرور * كه بار منت او مىكشد غنى و فقير
كمال دولت و اقبال و زين دولت و دين * يگانه خواجه على آفتاب اوج سرير
به حال زار « على » رحمتى نماى و بخوان * حديث بىزرى از رنگ و روى همچو زرير
ز خود اميد بريدم شبى كه در عالم * هزار چون من با صد هنر به نيم شعير
اگرچه شعر من از جنس قيمتيست چو خط * ولى چه حاصل از اين دو متاع بىتسعير
* * *
روزى به دست خويش گرفتم من آينه * در وى نشان مرگ بديدم معاينه
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از شرح حال اظهر به احوال و آثار خوشنويسان ، ج 1 ، ص 68 - 74 رجوع شود .