تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 18

مساهمون:

صمقدمه ١٨
ج 1 ص 303 - تذكرهء شهاب « منظوم » . در ديوان شهاب ترشيزى ( نسخهء كتابخانهء ملى ) قسمتى از اين تذكره مشتمل بر يك‌صد و چهارده بيت موجود است و از آنجاست : ذكر اديب صابر ترمذى
صابر آن دانا اديب نغزگوى * در سخن ز امثال و اقران برد گوى پيش تخت سنجر عالىمقام * داشت در سلك بزرگان انتظام انورى با آن‌همه قدر سخن * داده او را برترى بر خويشتن
حكايت
اتسز آن سرمايهء جور و فساد * چون در كين بر رخ سنجر گشاد حكم سلطان گشت جارى بر اديب * كان مريض فتنه را گردد طبيب شد اديب از مرو زى خوارزمشاه * تا ز گمراهيش باز آرد به راه در نهان اتسز دو ترك بدگمان * كرد سوى درگه سلطان روان تا گه فرصت به تيغ آبدار * پيكرش سازند از خون لاله‌زار شد اديب آگه ز فكر آن دو مرد * شاه را از كارشان آگاه كرد لاجرم آن ابلهان را يافتند * هم به خنجر سينه‌شان بشكافتند چون شد آگه اتسز بىنام و ننگ * كان دو تن را كشت سلطان بىدرنگ بدگمان گشت از اديب هوشمند * دست و پايش بست و در جيحون فكند
آغاز :
چون بر اسب طبع زين بستى شهاب * وقت آن شد كآورى پا در ركاب
انجام :
بو فراس انعام فرزند رسول * بوسه داد و سر نپيچيد از قبول