تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥

مهرويه :

مهر بر وزن نهر معرّب مهر با كسر ميم فارسى و ويه بر وزن خير نام پدر ابراهيم بن مهرويه است در شمار محدّثان اماميّه و بعضى او را مهرويه بر وزن محبوبه گفته‌اند و صحيح اوّلست .

مهرى :

منسوب است به مهره بر وزن بهره نام مهرة بن حيدان بن عمرو بن حاف بن قضاعه است پدر تيره‌اى در قبيلهء قضاعه و از اين قبيله است : اسماعيل بن محمّد مهرى كوفى از محدّثان اماميّه و ابو عبد اللّه محمّد بن شهيد مهرى غرناطى در شمار مقرئان و نحويان و اديبان و متوفّاى پس از سال 530 .

مهستى :

مركّب از دو كلمه است : مه مخفّف ماه و ستى بر وزن بهى به معنى خانم و جملهء آن ماه خانم است . و بعضى مه را به كسر ميم خوانند به معنى بزرگ و معنى تركيبى آن خانم بزرگ مىشود و آن نام و يا تخلّص شاعره‌اى است مشهور و نازك‌پرداز زوجهء خطيب گنجه و يا همسر پسر خطيب گنجه و معاصر سلطان سنجر و از نزديكان درگاه او در شعر با شاعران معاصر همپايه بوده . و اعتماد السلطنه در خيرات حسان گفته كه : « مهستى از تربيت‌يافتگان سراى سلطان سنجر است و نام او منيجه ( منيژه ) بود و سلطان سنجر تخلّص مهستى را به او داد چنان‌كه روزى به سلطان عرض مىكند كه من از كنيزان سلطان هستم ، سلطان ادب او را پسنديد و گفت : تو ماه هستى » . و مهستى مخفّف ماه هستى است و كلمهء مهستى را براى خود تخلّص قرار داد . قدرت طبع مهستى از اشعارش هويداست و در شبى كه برف مىباريد سلطان سنجر از وضع هوا پرسيد مهستى رباعى زير را به بديهه نظم كرد :
شاها فلكت اسب سعادت زين كرد * وز جملهء خسروان تو را تحسين كرد
تا در حركت سمند زرّين نعلت * بر گل ننهد پاى زمين سيمين كرد
و در خطاب به همسرش گفته است :
اى پور خطيب گنجه پندى بپذير * بر تخت طرب نشين به كف ساغر گير از طاعت و معصيت خدا مستغنى است * بارى تو مراد خود در اين عالم گير
رباعىهاى او همه دلنشين است ، از جمله :
افسوس كه اطراف گلت خار گرفت * زاغ آمد و لاله را به منقار گرفت سيماب زنخدان تو آورد مداد * شنجرف لب تو لعل زنگار گرفت
و نيز اين رباعى :
شب‌ها كه به ناز با تو خفتم همه رفت * درها كه به نوك غمزه سفتم همه رفت آرام دل و مونس جانم بودى * رفتى و هرآنچه با تو گفتم همه رفت
ساير خصوصيّات زندگى مهستى محتاج به كاوش و تتبّع است .

مهنوى :

منسوب است به مهنه بر وزن فتنه از توابع دشت خاوران و ازآنجاست ابو سعيد فضل اللّه ابن ابى الخير از مشاهير عارفان و از اعاظم اين فرقه پدرش ابو الخير در فنّ گياه‌شناسى آگاهيها داشت و در شهر غزنين با آن حرفه معيشت كرد و با اركان دولت سلطان محمود مراوده داشت و گاه به مجلس سلطان راه يافت . فرزندش ابو سعيد در خردسالى به تحصيل علوم همّت گماشت و ازآن‌پس راه طريقت پيش گرفت و به خانقاه پيوست و رياضت‌ها كشيد و بر رنج