كن ابن من شئت و اكتسب ادبا * يغنيك محموده عن النسب
لا شىء فى الأرض تكسبه * احمد عند الافام من ادب
منادى : بر وزن منافى ، نام نياى ابو الحسن احمد بن جعفر بن منادى است معروف به ابن منادى در شمار اعلام فقيهان و مقرئان و صاحب تصانيف بسيار و متوفّى 333 .
مناذر :
با ذال نقطهدار بر وزن مشاور جمع منذر نام پدر و دو نياى ابو جعفر محمّد بن منذر بن منذر بصرى است و از همين جهت او را ابن مناذر و بعضى محمّد بن مناذر گويند . ابن مناذر در شمار اديبان و شاعران تيز قريحت و نيكوپرداز است . روزى ابو العتاهيه به او گفت : « در نظم شعر چگونهاى ؟ » . گفت : « در شب ده تا پانزده شعر نظم كنم » . ابو العتاهيه گفت :
« من در يك شب اگر بخواهم هزار بيت شعر نظم كنم » . ابن مناذر گفت : « آرى و از اين قبيل شعر :
الا يا عتبة الساعة * اموت الساعة الساعة
و از اين قبيل :
يا عتب ما لي و لك * يا ليتنى لم ارك
امّا من گويم :
ستظلم بغداد و يجلو لنا الدحى * بمكّة ما عشنا ثلاثة ابحر
اذا وردوا بطحاء مكّة اشرقت * بيحيى و بالفضل بن يحيى و جعفر
فما خلقت الا لجود اكفهم * و ارجلهم الا لا عواد منبر
و هرگاه تو بخواهى آنچنان شعر نظم كنى در همهء عمرت نتوانى » . و ابو العتاهيه سرافكنده شد . ابن مناذر با عبد المجيد بن عبد الوهّاب ثقفى عشق ورزيد و در آن راه داستانها دارد . عبد المجيد بمرد ، ابن مناذر در مرثيت او قصيدهء داليّهء مشهور را نظم كرد . گويند :
ابن مناذر پيش از مرگ عبد المجيد سيرتى نيكو داشت امّا پس از مرگ او خويش برگشت و به هجو مردم پرداخت و اعراض بصريان را هتك كرد و كژدمها گرفت و در مسجد افكند تا مردم را بگزند و مركّب در متوضاى مردم مىريخت تا روى آنان را سياه كند .
ناگزير او را به حجاز تبعيد كردند و در آنجا سال 198 درگذشت » . ابن مناذر شاگرد خليل بن احمد و ابو عبيده در شعر و ادب بود و در حديث شاگرد سفيان ابن عينيّه و ابو سفيان ثورى و شعبه و از نظم اوست :
الا يا قمر المسجد * هل عندك تنويل
شفائى منك ان نو * لتنى شم و تقبيل
سلاكل فؤاد و * فؤادى بك مشغول
لقد حملت من حبك * ما لا يحمل الفيل
و هذا الشعر فى الوزن * لمن كان له حول
مفاعيل مفاعيل * مفاعيل مفاعيل
منارى : منسوب است به مناره بر وزن شراره و آن نام منارة بن عوف بن حرث بن جفنه پدر قبيلهاى در عرب است و از اين قبيله است اياس بن عامر منارى در شمار اصحاب امام على عليه السّلام و عبد الجبّار بن حارث منارى از صحابهء پيغمبر و نيز منارى منسوب است به مناره با همان ضبط نام اقليمى در اندلس نزديك شذونه و جمعى از محدّثان بدان منسوبند .
منازى :
منسوب است به منازجرد مناز بر وزن قرار و جرد بر وزن گرد و آن شهرى است ميان حلب و منبج از شهرهاى سوريه و از آن شهر است ابو نصر احمد بن يوسف سبيكى « 1 » منازى در شمار
هامش
( 1 ) - سبيكى ، منسوب است به سبيك وزان زبير نام نياى صاحب عنوان ( مؤلّف ) .