6 - " عمر " به پيامبر دستور مىداد كه بانوانش را با حجاب
كند وأو نمىپذيرفت ، تا اينكه قرآن به تأييد " عمر " نازل شد وبه
پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) دستور داد كه همسرانش را با حجاب نمايد ( 1 ) .
7 - حتى در مورد وحى الهى نيز نقل مىكنند كه روزى آن
حضرت در مسجد آياتي را از فردى شنيد وگفت :
- " خدايش رحمت كند ، من را به ياد آية هائى انداخت كه
آنها را از فلان سوره وفلان سوره حذف كرده بودم " ( 2 ) .
بنابراين اعتقاد ، در ابلاغ وحى نيز - نعوذ بالله - نمىتوان به
آن حضرت اعتماد كرد ، وأساسا هيچ دليلي هم بر عصمت در ابلاغ
وحى ندارند ، به چه دليل در كلماتي كه به عنوان وحى مىگويد
معصوم است ولى در ساير كلماتش خير ؟
نتيجة اين مىشود كه چون پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) معصوم نيست پس
كسى كه به سنت أو عمل مىكند از گمراهى به دور نيست ، لذا در
برابر سخنان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) اجتهادهاى ديگران را قرار مىدهند وبا
سنت آن حضرت مخالفت مىكنند ، بر اين أساس بايد تنها شيعه را
پيرو سنت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) دانست ، چرا كه آن حضرت را معصوم
دانسته ، وتمامى فرامينش را بدون چون وچرا مىپذيرند .
آنها به عصمت پيامبران قبل از بعثت وبعد از آن معتقد
هستند وبه آيات فراوانى از قرآن كريم براي اين ادعايشان استدلال
هامش
( 1 ) صحيح " بخارى " ، كتاب الوضوء ، باب خروج النساء إلى البراز ، ح 1 ، ج 1 ، ص 49 .
( 2 ) صحيح " بخارى " باب شهادة الأعمى ، ح 1 ، ج 3 ، ص 225 .