تعقيب مىكرد خودش مىگويد :
- " شبى پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) قبا وكفشش را در آورده خوابيد ، مقدارى
كه گذشت پنداشت من به خواب رفته أم ، لباس را پوشيد واز خانه
بيرون رفت ودر را خيلى آهسته بست .
من هم به دنبالش به راه افتادم ، أو به سوى بقيع رفت پس از
آن راهش را با سرعت به سوى ديگر گرفت من نيز به سرعت
دنبالش رفتم ، أو دويد ومن هم دويدم تا حركت را به سوى خانه
آغاز كرد من زودتر رسيدم وخود را به رختخواب انداختم .
حضرت وارد شد وفرمود : " عايشه " تو را چه شده است ؟
نفس مىزنى ومشكوك به نظر مىرسى ، آنگاه ماجرا را به أو گفتم ،
فرمود : پس آن سياهى كه جلوى خود ديدم تو بودى ؟ گفتم :
آرى ! " ( 1 ) .
در جاى ديگر مىگويد :
- " رسول خدا را نيافتم ، پنداشتم نزد يكى از كنيزانش
رفته است ، در جستجويش شتافتم ، أو را در حال سجده يافتم كه
مىفرمود : " رب اغفر لي ما أسررت وما أعلنت " يعنى : " خدايا آنچه
پنهان كردم وآنچه اشكار نمودم را ببخش " ( 2 ) .
5 - با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بي ادبانه برخورد مىكرد ، " قاسم بن
هامش
( 1 ) صحيح " مسلم " ، كتاب الجنائز ، باب 35 ما يقال عند دخول القبور ، ح 2 ، ج 2 ،
ص 2 - 1 - 670 ، ومسند امام " أحمد بن حنبل " ج 6 ، ص 221 .
( 2 ) مسند امام " أحمد بن حنبل " ، ج 6 ، ص 147 .