تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چكيده انديشه ها ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
تعقيب مىكرد خودش مىگويد : - " شبى پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) قبا وكفشش را در آورده خوابيد ، مقدارى كه گذشت پنداشت من به خواب رفته أم ، لباس را پوشيد واز خانه بيرون رفت ودر را خيلى آهسته بست . من هم به دنبالش به راه افتادم ، أو به سوى بقيع رفت پس از آن راهش را با سرعت به سوى ديگر گرفت من نيز به سرعت دنبالش رفتم ، أو دويد ومن هم دويدم تا حركت را به سوى خانه آغاز كرد من زودتر رسيدم وخود را به رختخواب انداختم . حضرت وارد شد وفرمود : " عايشه " تو را چه شده است ؟ نفس مىزنى ومشكوك به نظر مىرسى ، آنگاه ماجرا را به أو گفتم ، فرمود : پس آن سياهى كه جلوى خود ديدم تو بودى ؟ گفتم : آرى ! " ( 1 ) . در جاى ديگر مىگويد : - " رسول خدا را نيافتم ، پنداشتم نزد يكى از كنيزانش رفته است ، در جستجويش شتافتم ، أو را در حال سجده يافتم كه مىفرمود : " رب اغفر لي ما أسررت وما أعلنت " يعنى : " خدايا آنچه پنهان كردم وآنچه اشكار نمودم را ببخش " ( 2 ) . 5 - با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بي ادبانه برخورد مىكرد ، " قاسم بن
هامش
( 1 ) صحيح " مسلم " ، كتاب الجنائز ، باب 35 ما يقال عند دخول القبور ، ح 2 ، ج 2 ، ص 2 - 1 - 670 ، ومسند امام " أحمد بن حنبل " ج 6 ، ص 221 . ( 2 ) مسند امام " أحمد بن حنبل " ، ج 6 ، ص 147 .
چكيده انديشه ها ( فارسي ) — صفحة 110 | محمد التيجاني السماوي / ساروى