- تهديد حضرت على ( عليه السلام ) به تبعيد .
- زدن " عبد الله بن مسعود " كه منجر به شكسته شدن يكى از
دنده هايش شد .
" بلاذرى " مىگويد :
- " وقتي خبر مرگ " أبو ذر " را به " عثمان " دادند گفت : خدا
رحمتش كند ، " عمار " گفت : آرى ، از تمامى وجودمان برايش طلب
رحمت مىكنيم ، " عثمان " رو به أو كرد وگفت : اى . . . ( 1 ) آيا فكر
مىكنى از تبعيد أو پشيمانم ؟ ! آنگاه دستور داد محكم به دهان
" عمار " بكوبند سپس گفت : توهم به أو ملحق شو !
وقتي " عمار " آماده حركت شد قبيله " بنى مخزوم " نزد على
آمدند واز أو خواستند با " عثمان " در اين مورد گفتگو كند ، على به
أو گفت :
اى " عثمان " ، از خدا بترس ، تو مرد نيكى از مسلمانان را
تبعيد كردى تا از دنيا رفت ، الآن مىخواهى مرد صالح ديگرى را
چون أو تبعيد نمائى ؟ !
گفتگو ميان آن دو در گرفت تا اينكه " عثمان " به على گفت :
تو از أو به تبعيد سزاوار ترى ! !
على گفت : اگر مىخواهى اين كار را هم بكن .
مهاجرين جمع شده نزد " عثمان " رفتند وبه أو گفتند :
هامش
( 1 ) آنقدر اين ناسزا زشت است كه قابل ترجمه نيست : " فقال عثمان : يا عاض . . . أبيه " .