ضبيعهء دارمى از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام . و از جمله : اعين بن سنبس پدر زراره و بكير . « 1 »
أفرعى :
با فتح همزه و سكون فا منسوب است به افرع بر وزن احمر و آن نام موضعى است نزديك يمامه و حفص بن وهب افرعى از اصحاب امام باقر عليه السّلام به آن منسوب است .
أفرق :
بر وزن اشرف كسى را گويند كه موى پيش سر و موى زنخش همچون دوشاخ باشد و نيز كسى را كه ميان دندانهايش تهى و باز باشد و آن لقب عمرو بن خالد كوفى است از اصحاب امام صادق عليه السّلام .
أفطح :
بر وزن احمد پهنسر و نيز پهنبينى و پهنپا را افطح گويند و آن لقب عبد اللّه بن جعفر ابن محمّد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام است كه پس از اسماعيل ، بزرگترين فرزندان امام صادق عليه السّلام بود و پس از پدر مدّعى امامت گرديد و پيروان او را « فطحيّه » « 2 » گويند و گويا عبد اللّه را ازاينروى افطح گويند كه پايش پهن بود .
أفطس :
بر وزن اشرف پهنبينى را گويند و آن لقب حسن بن علىّ الاصغر بن امام زين العابدين است
كه با محمّد بن عبد اللّه بن حسن معروف به نفس زكيّه خروج كرد و ابو نصر بخارى گفته كه از افطس در لشكر نفس زكيّه دليرتر و شكيباتر نبود و او را رمح ( نيزه ) فرزندان ابو طالب گفتند ازاينروى كه بلنداندامتر از او در فرزندان ابو طالب نبود .
أفلح :
در آخر حاى بىنقطه بر وزن اختر كسى را گويند كه لب زيرينش شكافته باشد در برابر اعلم و آن لقب عاصم بن ثابت صحابى و نام يا لقب بعضى ديگر از محدّثان است .
إفليلى « 3 » :
با كسر همزه منسوب است به افليل بر وزن اكسير و آن قريهاى است در شام و ابو اسحاق ابراهيم بن محمّد بن زكريّا شارح ديوان متنبّى و متوفّى 411 بدان منسوب است و ابن افليلى در زهرى بيايد .
افندى :
با فتح همزه و فا و سكون نون از القاب تركان عثمانى است به معنى بزرگ و آن لقب ميرزا عبد اللّه بن عيسى بيك بن محمّد صالح بيك اصفهانى است ، مؤلّف رياض العلماء و حياض الفضلاء و شاگرد علّامهء مجلسى و محقّق خونسارى و محقّق سبزوارى و آن لقب را از سلطان عثمانى وقت دريافت كرد ازآنپس كه به مكّه رفت و از شريف مكّه برنجيد و ازآنجا به اسلامبول رفت و به سلطان عثمانى نزديك گرديد و شريف را معزول كرد و خود نيز به افندى ملقّب گرديد .
هامش
( 1 ) - و نيز با همين ضبط ابن اعين از طبيبان سرشناس سرزمين مصر متوفّى 385 و كتاب « امراض العين مداواتها » از اوست .
( 2 ) - شيخ مفيد دربارهء عبد اللّه بن جعفر الافطح چنين مىگويد كه : « وى پس از اسماعيل بزرگترين فرزندان امام جعفر صادق عليه السّلام بود ولى منزلت و احترامى پيش او نداشت و متمايل به حشويّه و مرجئه بود و چون بمرد از او فرزندى نماند و قبر او در شهر بسطام در كنار قبر علىّ بن عيسى بن ادم بسطامى است » . ( المقالات و الفرق ) .
( 3 ) - افليلى : در قرطبه مىزيست و در صناعت اعراب و فنّ لغت و فهم به معانى شعر ، تدرّبى بسزا داشت و چندى وزير المكتفى باللّه اموى در اندلس بود ( ريحانة الأدب : 1 / 161 ) .