[ جلد اول ]
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدّمه
1 - زندگينامهء مؤلّف
در سال 1278 هجرى شمسى ، كودكى نزار كه اميدى به ماندن او نبود در شهر مذهبى قم و در خانوادهاى متوسّط الحال متولّد شد و پس از او كودك ديگرى كه تا حدّى قوىجثّهتر و بااستخوانتر بود چشم به جهان گشود . كودك اوّل را على اكبر و كودك دوّم را ( كه بيش از شش سال عمر نكرد ) على اصغر ناميدند .
پرورش اين دو كودك توأمان با مادرى كمشير در خانوادهاى كمبضاعت دشوار بود ، نه پدر را توان آن بود كه دايهاى اجير كند و نه مادر را توان آن بود كه آنها را با شير خود تغذيه نمايد .
به كمبود شير ، عوامل خطرناك ديگرى هم بطور طبيعى افزوده مىشد كه مرگومير كودكان را در پى داشت . مرض آبله چنان خطرناك بود كه كمتر كودكى از خطر آن مىرهيد و هرگاه نمىكشت او را كور و كر و يا زشت و كريه مىكرد .
در آن تاريخ مرضهاى عمومى و مسرى ديگرى مانند حصبه و و با هم مردم را تهديد مىكرد و هيچ وسيلهء دفاعى هم در دسترس نبود . طبيبان تحصيلكرده كم بودند ، طبّ قديم هم موروثى