Skip to main content

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — Page 192

Contributors:

P.192
ولى اكنون ضعيف شدم هنگامى كه اصحاب من متفرق شدند چاره جز تسليم ندارم دانسته باش كه اين عمل احرار نيست بر وى كشته بشوى براى تو بهتر است تا اينكه گردن خودت را جرسى قرار دهى كه جوانان بنى اميه با او بازى بنمايند اين كار آزادمردان و اهل دين نيست . عبد اللّه گفت اى مادر مىترسم بعد از قتل مرا مثله كنند و بر سر دار كنند گفت اى فرزند گوسفند متألم نمىشود بعد از ذبح كه او را پوست بكنند و از مراثى اسماء كه براى شوهرش زبير گفته سه شعر ذيل است
غدر ابن جرموز بفارس بهمّة * يوم الهياج و كان غير معرّد يا عمرو لو نبهته لوجدته * لا طائشا رعش الجنان و لا اليد ثكلتك امّك ان قتلت لمسلما * حلّت عليك عقوبة المتعمّد
( در )

اسماء دختر رويم

از بانوان عاقله كامله حكيمه اديبه بوده فرزندان خود را هريك را بنام درنده‌اى از درندگان نهاده بود وائل بن ثابت گويد من عبورم افتاد بخيمه اسماء بنت رويم او را تنها ديدم به خيال آن شدم كه از او كامى بگيرم چون اين معنا را تفرس كرد گفت به خدا قسم لئن هممت لادعونّ اسبعى يعنى اگر قصد سوئى داشته باشى شيران شكارى را مىخوانم تا ترا نابود كنند گفتم در اين وادى من كسى را نمىبينم بناگاه آواز خود را بلند كرد يا ذئب يا فهد يا دب يا اسد يا نمر يا ضبع يا سرحان يعنى اى گرگ اى يوز اى خرس اى شير اى پلنگ اى كفتار بناگاه هفت جوان با شمشيرها بسوى مادر خود دويدند وائل بن ثابت گويد من گفتم ما هذا الّا وادى السّباع . جوانان گفتند اى مادر قضيه چيست گفت شما را آواز دادم كه بيائيد ميهمان عزيزى بر ما وارد شده او را كاملا اكرام بنمائيد پس او را اكرام زائد الوصف نمودند سپس روانه شد و از فراست و كلام او بداهة و از فرزندان او همى تعجب مىكرد . ( در )