يا نازلين بمهجتى و ديارهم * من ناظرى بمطمح الابصار
هيجتم شجني فعدت إلى الصبا * من بعد ما خط المشيب عذارى
فاطمه نيز قصيدهاى مشتمل بر بيست بيت به همان وزن و قافيه گفته و نزد قاضى فرستاده و ضمنا بعضى كنايات او را جواب گفته و اين دو بيت از آن ابيات است :
ان كان عزكم جمال عذارى * فالقبح فى تلك المحاسن وارى ؟ ؟ ؟
لا تحسبوا انى اماثل شعركم * انى يقاس جداول به بحار
فاطمه سلطان فراهانى
دختر مرحوم ميرزا حسين نوادهء قائممقام است تولد اين زن در ششم ماه رجب سنه 282 بوده و در سنه 130 هجري بعموزاده خود ميرزا محمود پسر ميرزا احمد تزويج يافته و در فنون ادبيت و عربيت و تاريخ و شعر فارسى گفتن مهارتى داشته در سرودن شعر فارسى مىتوان گفت چنان است كه خنساء در عربى بوده و از اشعار ذيل كه اثر طبع او است مطلب معلوم مىشود :
چه آفتاب پديدار شد اگر يكچند * نهفته بود هنر در زنان دانشمند
هنر خليفه فرزند باشد انسان را * همىببايد كز زن بزايد اين فرزند
زنان مشابهء روحند نوع مردان جسم * ز جان روشن باشد همى تن فرزند
اى آنكه طعنه زنى بر كمال و فضل زنان * بمال ديده كه جهلت بسر خمار افكند
يكى است ناخن و چنگال شير ماده و نر * يكى است لعل بدخشان بتاج و گردنبند
مگر نه حضرت صديقه دخت پيغمبر ص * فكند بالش رفعت فراز چرخ بلند
مگر نه مريم با نفس خود مجاهده كرد * سپس مر او را با روح قدس شد پيوند
مگر نه آسيه شد در خشوع بىهمتا * مگر نه رابعه بود در خضوع بىمانند
زنان فراخور مدحند و لايق تمجيد * كه امهات كمالند و مستحق پسند
خداشناس و نصيحتپذير و شوىپرست * خدا زيشان خشنود و بندگان خورسند