تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
بيرون شدى لكن هنوز بدين آباء و اجداد خود بوده تا در سنه 4428 بعد از هبوط آدم در حباله نكاح حضرت سليمان درآمد و مسلمانى گرفت و از بانوان حرم او گرديد و اجمال اين قصه چنان است كه چون سلطنت حضرت سليمان قوت گرفت همه‌روزه بر قانون خويش بر سرير سلطنت جاى مىفرمود و آدميان و جنيان در اطراف او هركدام به محل خود قرار مىگرفته‌اند و پرندگان در اطراف آنها بمراكز خود جاى مىكردند روزى حضرت سليمان نظر كرد هدهد را در جاى خود نديد چنانچه خداى تعالى مىفرمايد
( وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ )
سليمان فرمود كه زمانى دراز مىگذرد كه هدهد را در ميان مرغان نمىبينم اگر سبب غيبت خود را بحجتى روشن نكند او را كيفر خواهم كرد كما قال اللّه تعالى
( لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
پس سليمان بمدلول
فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ )
مدتى چندان برنيامد كه هدهد از راه برسيد سليمان او را مخاطب ساخت كه با چه تمسك از حضرت غائب شدى و كدام انديشه ترا از اين محضر بازداشت هدهد عرض كرد (
( أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ )
به جائى گذشتم كه پادشاه هرگز بدان مملكت نرفته و آنچه من ديده‌ام نديده همانا از مملكت سبا بدين حضرت شتافتم و اخبار نيكو آورده‌ام
( إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ )
زنى را يافتم كه در مملكت يمن در شهر سبا سلطنت كند و او را درخور پادشاهى همه چيز فراهم است از جمله او را تختى است از ذهب خالص كه شصت زراع در شصت زراع عرض و طول آن تخت بود و همه مكلل و مرصع بجواهر شاداب و لآلى خوشاب است و آن‌چنان بخت هيچ ملكى را نباشد و ايشان با خداى و پيغمبران ايمان ندارند و آن ملكه و مردم او پرستش آفتاب مىنمايند ( انى
وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ )
سليمان فرمود اينك صدق و كذب ترا