مىتوانم شما را بر شتر خود سوار بنمايم و بقافله برسانم اين آيه را تلاوت كرد
( وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ )
شتر را خوابانيدم كه او را سوار كنم اين آيه را تلاوت كرد
( قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ )
من چشم خود را به طرف ديگر كردم تا او خود سوار شود در اين حال گوشه جامهاش به عقب شتر گرفت پاره شد اين آيه را تلاوت كرد
( وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ )
و در حال سوار شدن اين آيه را تلاوت كرد
( سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ )
چون افسار شتر را گرفتم شروع بصيحه و سرعت در مشى كردم اين آيه را تلاوت كرد
( وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ )
چون بترنم اشعار مشغول شدم كه شتر در رفتن سرعت بنمايد اين آيه را تلاوت كرد
( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ )
از حسن موعظه او متبنه و متذكر شدم گفتم هرآينه خبر بسيار نصيب تو شده است اين آيه را تلاوت كرد
( وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ ) *
همينكه قدرى راه پيموديم از او پرسيدم كه شما شوهر دارى اين آيه را تلاوت كرد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ )
معلوم شد مايل نيست ديگر از او چيزى بپرسم منهم سؤالى نكردم تا بقافله رسيديم گفتم در اين كاروان كسى را دارى اين آيه تلاوت كرد
( الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا )
چنان دانستم كه در قافله او را فرزندان است گفتم نام آنها چيست و چه شغلى دارند اين آيات را تلاوت كرد
( وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ )
( وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا
وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً )
( يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ )
دانستم سه پسر در اين كاروان دارد كه ابراهيم و موسى و يحيى نام دارند و شغل آنها راهنمائى قافله است در آن حال پسرها ملتفت شدند برسيدند مادرشان بقافله او را استقبال كردند و از شتر فرود آوردند و بنزديك او بنشستند و الحق سه جوان بودند كه صورت آنها گفتى ماه درخشنده است در آن حال مادر آنها را به اين آيه به آوردن طعام فرمان داد
( فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ )
يكى از آن پسران رفته ترتيب غذائى داده آورد و در مقابل او به زمين گذارد مشار اليها گفت
( كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ )
قصد او اين بود كه من طعامى تناول كنم و پسرها به من