السماء كه تو كراهت دارى نشستن مرا و مىخواهى سؤال كنى از ابا كرز از خوابى كه ديدهاى تا ترا خبر دهد من گفتم اگر راست مىگويى و از قصد استظهار من آگاهى خبر ده مرا پس اين ابيات را خواند .
رايت اجبالا تؤم اجبالا * و كلها لابسة سربالا
مسرعة لتبتغى النضالا * حتى رايت بعضها تعالى
و بيضة تشتعل اشتعالا * و واحد في قعر ماء غالا
و ثانى فى جوها قد حالا * بذى خواف طارحين زالا
و ثالث صادف اختلالا * من كسره منظره مختالا
و رابع قد خلته هلالا * ادرك فى خلقته اشبالا
تم استوى مستاسد اصوالا * يخطف من سرعته الرجالا
فانسل من قيعانها اسلالا * حتى اتي ابن عمه ارسالا
فتلّه بعنقه اتلالا * كظبية ما صنعت عقالا
تم انتبهت تحسبى خيالا
فاطمه فرمود چنين است خواب من اى جميل اكنون تاويل و تعبير آن را بيان كن پس ابياتى كه معمول بين كهنه و هواتف جن است مىسرايد و حاصلش اين است كه چهار شمشير چهار پسر است كه يكى به آسمان طيران مىكند كه ظاهرا طالب بوده باشد كه از دنيا رفت و يكى در هوا مىماند كه ظاهرا عقيل است كه عمر طولانى نمود و زنده بود تا بعد از امير المؤمنين عليه السلام وفات كرد و ديگرى شكسته مىشود كه مراد جعفر است كه در موته شهيد شد و آن ديگر كه به شكل شير درآمد امير المؤمنين عليه السلام است .
و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة در آنجائىكه در مقام اثبات ايمان ابو طالب است مىگويد فوا عجباه خداوند نهى كرده كه مؤمنه در حبالهء كافرى درآيد از نكاح و فاطمه بنت اسد از سابقات در اسلام بوده تا زمانى كه ابو طالب وفات كرده باز گفته فاطمه بعد از ده نفر بشهادتين و اقرار باسلام سعادت يافتهاند .