تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
و غيرها بصور مختلفه نقل شده است . در آن‌وقت يزيد بشرب خمر و لعب شطرنج و قرائت اشعار سرگرم شد و كفر باطنى خود را ظاهر ساخت و گاهى چوب بر لب‌ودندان سيد جوانان بهشت مىزد و مىگفت .
لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل ليت اشياخى به بدر شهدوا * و لقالوا يا يزيد لا تشل لست من خندف ان لم انتقم * من بنى احمد من غير فشل الخ
و بروايت منتخب يزيد چون بر سر مبارك حسين جسارت كرد زينب با كمال شجاعت فرموده اى يزيد از خدا نمىترسى بس نيست براى تو كشتن حسين و اسارت عيال او از كربلا تا شام كافى نبود كه عترت آل محمد را در كوچه و بازار شام و كوفه بر پشت شتران برهنه شهر به شهر و ديار بديار گردانيدى يزيد گفت مگر نه برادرت حسين مىگفت من بهتر از يزيد هستم و پدر و مادرم نيكوتر از پدر و مادر اوست عليا مخدره فرمود مگر تو باور ندارى كه برادرم بهتر از تو بود مگر جدش رسول خدا و پدرش على مرتضى و مادرش فاطمه زهرا نبود كدام كس اشرف قدرا و اعلا نسبا از رسول خدا و خاندان او است يزيد گفت مگر برادر تو اين آيه را از قرآن نخوانده بود كه خدا مىفرمايد (
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ
الخ . عليا مخدره چون اين بشنيد قيام كرد چه قيام‌كردنى چشم روزگار چنين فصيحه‌اى و بليغه‌اى و نيرومندى نديده و نخواهد ديد درحالىكه با نهايت ضعف و ناتوانى از كربلا تا كوفه و از كوفه تا بشام چهل منزل روي شتر بىروپوش گذرانيده تا به اين مجلس مجلل يزيد با هزار گونه مصائب وارد شده اكنون كه ديد يزيد تمسك بقران
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 170 | شيخ ذبيح الله محلاتى