هنيئا مرئيا يا خديجة قد جرت * لك الطير فيما كان منك باسعد
تزوجت من خير البرية كلها * و من ذا الذى فى الناس مثل محمد
به بشر البران عيسى بن مريم * و موسى بن عمران في اقرب موعد
اقرت به الكتاب قدما بانه * رسول من البطحاء هاد و مهتد
و خديجه كبري اشعار شورانگيز بسيار گفته و شعراء بنى هاشم در انشاء قصيده چندانكه توانستهاند خوددارى نكردند اين چند شعر فارسى ذيل از شيخ سعدي مناسب است .
ماه فرومانده از جمال محمد * سرو نرويد باعتدال محمد
قدر فلك را كمال منزلتى نيست * در نظر قدر با كمال محمد
وعدهء ديدار هركسى بقيامت * ليلة الاسرى شب وصال محمد
آدم و نوح خليل و موسى عيسى * آمده مجموع در ظلال محمد
عرصهء دنيا مجال همت او نيست * روز قيامت مگر مجال محمد
وان همه پيرايه بسته جنت فردوس * گو كه قبولش كند بلال محمد
همچه زمين خواهد آسمان كه بيفتد * تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شايد اگر آفتاب و ماه نتابد * پيش دوا به روى چون هلال محمد
چشم مرا گر بخواب ديد جمالش * خواب نگيرد مگر خيال محمد
* * *
دلم آشفتهء روى محمد * سراسر كشتهء كوى محمد
شدم واقف ز سر قاب قوسين * چه ديدم طاق ابروى محمد
گل رويش چه ياد آرم بخاطر * شوم سرمست از بوى محمد
تمام انبياء از شوق ديدار * نظر انداخته سوى محمد
عزيز مصر با حسن و ملاحت * غلام خال هندى محمد
هزاران لشكر از دلهاى عشاق * اسير تار گيسوى محمد
معطر گشته بزم هشت جنت * ز عطر نفحه خوى محمد