آنكه بدى پيشتر ز عالم و آدم * بود و نبود از وجود ايشان يادى
آنكه ز لطفش بهشت باشد خندان * هم شده از مهر وى بشادى عادى
آنكه ز قهرش بسوى آتش دوزخ * تا بقيامت روند جمله اعادى
گشته ز وى بر خليل آزر گلشن * هم ز وى هستى عاد رفت ببادى
مژده كه دنيا است بعد از اين همه رحمت * هم پس از اين رحمت است و عيش و ارادى
خوان عطاى خداست بىحد و بىمر * درخور هر خوان هزار گونه ايادى
از علل اربعه است علت غائى * هين بهل از فاعلى و صورى و مادى
مريم كبرى كنيز درگه قدرت * نامه آزاديش ز لطف تو دادى
فخر كند مريم ار تو با پسر او * گوئى اگر گوئى انه من عبادى
در شب معراج نور تو بخديجه * داد پيمبر كه ان هذا زادى
مريم كبرى تويى و مادر كيتى * كاورد از نفحه محمد زادى
آن پسر آورد اين ز جان پيمبر * عيسى انثىنماى نيكنژادى
بهر تو كفوى نيافريد خداوند * جز على مرتضى كه آن به تو دادى
حق بسزاى ظلامه كه تو ديدى * كرد به پا محشرى و عدلى و دادى
فاطميم من به غير تو نشناسم * هم تو شناسى مرا كه نور فؤادى
مبدا ما از تو بود رو به تو داريم * روز قيامت كه حكمران معادي
( خبر مفضل در ولادت فاطمه زهرا )
( يص ) الحمد لله الذى اكمل نوره و اتم سروره و قال فى كتابه العزيز و تمت كلمة ربك صدقا و عدلا لا مبدل لكلماته بالجملة فاطمه زهرا سلام اللّه عليها بعد از عام الفيل بچهل و پنج سال و چيزى از ولادت با سعادت پدرش در عهد سلطنت يزدجرد پادشاه عجم در روز جمعه در بيستم - ج - 2 - در مكه معظمه در محل مباركى از خديجه طاهره بنت خويلد متولد گرديد و در آنوقت از هبوط آدم ابو البشر ع شش هزار دويست سال و چيزى گذشته بود و از عمر امير المؤمنين عليه السّلام پانزده سال گذشته بود .