فاظهر الحب له و الولا * و الحفد فى قلبهما قد غلا
ما مضت الايام قالا له * بايع لنا من قبل ان تقتلا
ما رأت العينان من قبل ذا * يحل عبد عنه عقد الولا
يا سائلى دع عنك تفصيلها * جرى عليه و اسمع المجملا
لما قضى المختار هاجت على * آل الهدى اصحابه الجهلا
جاءوا إلى الدار و قد اضرموا * نارا و رضّوا ضلع بنت العلى
و سودوا يا ويلهم متنها * بالسوط حتى الموا المفصلا
و اسقطوا جنينها ويلهم * فما جنى الجنين ان يقتلا
ما راقبوا اللّه بما قد جنوا * فلا و لا خافوا نزول البلا
شعر
زد عمر آتش به آن درى كه پى فخر * بودى روح الامين مدامش چاكر
تا چه بود مصلحت ز امت عاصي * خوارى بىحد كشيد و زحمت بىمر
دست خدا را دو دست بست ز بيداد * پهلوى زهرا شكست و خست ز كيفر
دخت پيمبر ستاده با تن مجروح * پور قحافه نشسته بر سر منبر
آه از آن تازيانه كت زده قنفذ * دادن از آن ريسمان گردن حيدر
يعنى اين است اجر مزد و رسالت * يعنى آنست شكر حق پيمبر
آتش اين فتنه بود كاتش افروخت * در حرم كربلا بطارم اخضر
آرى اگر اين عمر بباد نمىداد * حرمت آل رسول و حيدر صفدر
طعمهء شمشير آن عمر ننمودى * تازهجوانانشان ز اكبر و اصغر
گر در اين خانه را نسوخته بودند * بر در آن خيمه كس نمىزدى اخگر
غصب فدك گر كس از بتول نمىكرد * تشنه نگشتى حسين بىكس و ياور
گر كه على را رسن نبود به گردن * بسته بغل مىنگشت عابد مضطر
فاطمه گر ضرب تازيانه نخوردى * لعل حسين كى شدى كبود ز خيزر