زهرا كه بود زهرهء گردون رسالت * نوباوهء احمد شرف عترت و هم آل
در عالم كثرت نه اگر داشت ظهورى * ممتاز نمىگشت ز اقران و ز امثال
چو نطاق دو ابرو كه بيك قائمه جفتست * او جفت على آمده بر صورت احوال
مقصود بزوجيت هر فرد از آن بود * كو جفت على گشت ز خلاق متعال
پيرايهء هستى است وجودش به دو عالم * المرأة للمرء على القول من المال
با حمل وقارش نكند كوه تحمل * آرى شتر خسته نيارد كشد اثقال
نفسى است وجودش كه در آئينهء تصوير * از شرم نيامد نظر خلق به تمثال
گر حرف عفافش بر ديوار نويسند * از روي حيا پشت كند مهر بديوال
ور عصمت او سنجى با عفت مريم * در كفهء قسطاس چو خروار بمثقال
چرخ از پى بوسيدن دستش به صد اميد * شد هيئت دستاس لب آورد به تبخال
گر دست على عقدهء ايجاد گشود است * بر عقدهء دل او بعلي آمده حلال
در حشر اگر روى عمل زشت و سياهست * بر طلعت عفوش گنه ماست خطوخال خال
ازبسكه بر او حسن شفاعت بود افزون * بر حسن بدل گردد قبح همه اعمال
اى كوثر و تسنيم لب اى خلد روانبخش * كوثر زنم چشمهء نوشين تو سيال
نور ولى مظهر انوار ولايت * مهرى ، ولى مطلع تو مشرق اجلال
انعام تو بارى است كه سربار سپهر است * چون خان نعم حمل شود بر سر حمال
در ذات تو ازبسكه حيا هست مهيا * شرم آيدم از گفتن اوصاف شوم لال
بارى اگر از مدح تو غافل شده غافل * بر عفو ، گنه نيست سزاوار تو اهمال
قليلى از مناقب فاطمه ( ع ) از كتب اهل سنت
و آن از حوصلهء حساب بيرون است ولى مشت نمونهء خروار است و اين اخبار حجت قاطعه است بر اهل سنت سيما كسانى كه نعوذ باللّه عايشه را بر فاطمه مقدم مىدارند و شعور خود را نثار قدم مشايخ ثلاثة و عايشه نمودهاند .
و در خلال اخبار اهل سنت پارهاى از اخبار كتب شيعه به جهت تكميل مقام ذكر خواهد شد :