طاهرهء روزگار عفت اكبر * عالمهء علم حق محدثهء دهر
فخر سماواتيان و همسر حيدر * فاكههء اصطفى عزيز پيمبر
دخت رسول انام ام ائمة * هست چنين دخترى چنانش بابا
بايد چنين زنى چنانش شوهر * مهر بايد به مهر يابد پيوند
ماه ببايد به ماه باشد همسر * ارفع آن آسمان كاينش اختر
اعلى آن خانواده كاينش خاتون * آباد آن حجله كاينش بانو
احسن زان مادر كاينش دختر * دختر اگر اين بود نداشتى اىكاش
دايهء امكان به بطن الا دختر * نخل امامت از او گرفت شكوفه
فرق ولايت از او رسيد بافسر * زورق ايمان بوى شناخته ساحل
كشتى ايمان زوى فراشته لنگر * ملك نجائب ز امر اوست منظم
شهر شرافت بفضل اوست مسخر * جاه مؤبد بعون اوست مهيا
عزت و سرمد بنصر اوست ميسر * آتش و باد آب و خاك و عالم و آدم
ملك و ملك جن و انس و كهتر مهتر * بر درش آنان كنند سجده دمادم
در برش اينان برند سجده سراسر
( يص ) پس از تعداد القاب مذكوره بيست لقب از القاب فاطمهء زهراء را شرح مىكند و حقير خلاصه آن را نقل مىكنم :
( 1 - بتول )
بتول از القاب باهرهء صديقهء طاهره است و مريم بنت عمران ( ع ) و بتول بمعنى بريدن و جدا كردن باشد و جمع بتول بتائل است و آن زنى است كه بريده و جداشده از زنهاى ديگر و بتول نهالى است كه از بن درخت بيرون آمده و از او مستغنى شده باشد و در آيهء مباركه است
( وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا )
آن انتبال و انقطاع از دنيا است براى خدا .
و در صراح اللغة گويد البتول هى العذراء المنقطعة من الازواج و يقال هى المنقطعة الى اللّه من الدنيا و هى نعت فاطمة بنت النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .