من بدرگاه عالم پناه رفتم و او به نظر التفات و عاطفت در من نگريسته بر زبان راند كه خداى تعالى بر تو رحمت كناد كه از متوطنان اين بلده تو پيش ما آمدى و مرا تربيت فرمود و ايضا در كتاب مذكور مسطور است كه در وقت محاصرهء حلب نظام الدّين در آن شهر اقامت داشت و بعد از فتح امير جلال الاسلام او را پيش فرمانفرماى انام برد و رعايت يافت ، پوشيده نماند كه تو فيرميان اين دو سخن كه در يك كتاب مسطور است خالى از اشكال نيست و بهر تقدير نزد راقم آنچه به صحت پيوسته آنست كه نظام الدّين بعد از آنكه بصحبت صاحبقران ظفر قرين مشرف گشت همواره بسان دولت و اقبال ملازم در گاه جاه و جلال بود و در باب وقايع آن جناب تاريخى تأليف فرمود .
( رجال حبيب السير ، ص 71 ) .
ساير مآخذ : از سعدى تا جامى ، ص 224 و ص 204 .
1 - ظفرنامه :
( در وقايع تا سال 806 ق ، يك سال قبل از مرگ امير تيمور ) .
جلد اول ، پراك ، 1937 م ، سربى ، رقعى ، مؤسسهء شرقى چكوسلواكى ، بسرمايهء مؤسسات اشكودا ، باهتمام فليكس تاور مستشرق چك ، 295 ص .
جلد دوم ، پراك ، 1956 م ، سربى ، رقعى ، باهتمام فليكس تاور ، 320 ص .
نظام الدّين بن محمد عزيز :
( )