مؤثر داشت و نطقهاى خود را بتركى اداء مىكرد و ترجمهء آن در روزنامهء تجدد به فارسى منتشر مىگشت . ميرزا عبد اللّه مستوفى در ( تاريخ زندگانى من ) در جلد سوم شرحى دربارهء قيام وى نوشته و حق مطلب را ادا كرده است .
در ذىالحجهء 1328 ق در انقلاب آذربايجان پس از آنكه خانهء او غارت و خراب شد و خود او را كه در منزل شيخ حسن ميانجى مخفى بود كشته و جنازهاش را روى نردبان كوچكى قرار داده نزد مخبر السلطنه والى وقت بردند . و در قبرستان سيد حمزه كه همان مقبرة الشعراء باشد دفن كردند گويا جنازهء شيخ را بعدا از تبريز بكربلا نقل دادهاند و در آن قبرستان نيست ( رجال آذربايجان در عصر مشروطيت ، ص 73 ، تاريخ جرايد و مجلات ، ج 2 ص 105 .
گلهاى رنگارنگ ، سال 4 ، شمارهء 11 )
1 - شرح حال و اقدامات خيابانى :
بقلم چند نفر از دوستان او ، از جمله بادامچى ، برلن ، 1304 ش ، سربى ، رقعى ، باهتمام حسين كاظمزاده ايرانشهر ، 64 ص .
2 - نطقهاى خيابانى :
گردآورنده حسن فرزاد ، جلد اول ، طهران ، 1323 ش ، سربى ، رقعى ، 128 ص .
شيخ محمد بن خير الدّين بن بايزيد ابن غوث گواليارى هندى :
( 906 - 970 ق ) بسلسلهء شطاريه مريد حاجى حميد است .
در ابتداى حال تا دوازده سال در دامنهء كوه چنار رياضت شاقه كشيد در غارها مسكن و و از برگ اشجار غذا مىخورد . در علم دعوت رهنما و مقتدا و صاحب تصرف بود .