و آن رساله نزد او جلوهگر شد پس با شهيد ثانى ملاقات نموده و مباحثاتى ميان ايشان روى داد . بعد از ده دوازده روز قاضىزاده بشهيد ثانى تكليف نمود كه امور هريك از مدارس آنجا را كه مىخواهد اختيار كند وى وظايف مدرسهء نوريهء بعلبك را به عهده گرفت . قريب چهارده ماه كه در قسطنطنيه بود با سيد عبد الرحيم عباسى صاحب معاهد التنصيص نيز مراوده پيدا نمود و شطرى از علوم را از وى اخذ كرد . پس از آن به بعلبك رفته در آنجا مقيم شد و در مذاهب خمسه تدريس مىنمود . پس از پنج سال به جبع برگشته بتدريس و تصنيف مشغول گرديد .
تعداد دو هزار كتاب از شهيد ثانى باقى مانده و دويست مجلد آن را كه بعضى از مؤلفات خود او و برخى از مؤلفات ديگرانست به خط خود نگاشته است .
در سنهء 965 ق مورد تعقيب قاضى صيدا قرار گرفت و بدستور سلطان سليم ، رستم پاشا مأمور جلب وى شد . در مراجعت از مكه او را دستگير نموده از راه دريا بقسطنطنيه برده مقتول ساختند و جسدش را به دريا افكندند ( فوائد الرضويه ص 186 ) .
1 - اجازة الكبير ( عربى ) :
طهران ، سنگى ، رحلى ، ضمن مجلد 25 و 26 بحار الانوار بطبع رسيده است .
2 - بداية الدراية او شرح بداية الدراية ( عربى ) :
( شرح و متن ممزوج ) .
طهران ، 1310 ق ، سنگى ، جيبى ، 200 + 175 ص ، با وجيزهء شيخ بهائى .