حتما يكى از اين دو واعظ شهير حضار را از وعظ و تذكير خويش مستفيض مىساختند و باندازهء در پاى منبر او جمعيت مىشد كه جاى سوزن انداختن نبود و مردم مدتها قبل از وقت براى خود جا مىگرفتند و من در اوائل جوانى سنين اواخر وعظ آن مرحوم را درك كرده بودم و غالبا در مجالس وعظ او با شعف تمام حاضر مىشدم چه مردى بسيار فاضل و با اطلاع و بغايت فصيح و بليغ و طليق اللسان و عذب - البيان بود يك نوع لهجهء مخصوص و تعبيرات غريبى داشت از جمله تعبيرات مخصوص به خود او كه هنوز در گوش من زنگ مىزند اين بود كه هميشه و بدون استثناء بجاى جملهء ( فدايت شوم ) مثلا اينطور : ( راوى عرض كرد فدات شدم متى هذا الامر الذى تنظر و نه الخ ) و باندازهء اين تعبير با لهجهء مخصوص او و اشباع ممتد فتحه ، اول ( شدم ) ما را محظوظ مىكرد كه اغلب محض مزاح ما بين رفقاء خود ما عين همان عبارت را به همان لهجه و همان طرز تعبير تكرار مىكرديم . . .
وى در روز پنجشنبه چهاردهم ربيع الاول 1318 ق در طهران وفات يافت و در كفش كن حضرت عبد العظيم حسنى نزديكى طهران مدفون گرديد .
( مجلهء يادگار سال 3 شمارهء 10 ص 716 بقلم محمد قزوينى ) ساير مآخذ : انوار القدسية ، رياض - العارفين ص 488 ، المآثر و الآثار ص 164 ، كتاب علماى معاصرين ص 371 ، مقالات الحنفاء ص 283 فوائد الرضويه ص 534 .
1 - انوار القدسية فى الحكمة الالهية :
طهران 1321 ق ، سنگى ، رقعى ، باهتمام ميرزا محمد همدانى فرزند مؤلف ، 193 ص .