1278 ق در بغداد سه چهار سال بعد از مراجعت وى از كوههاى كردستان نوشته است استنباط مىشود كه بهاء اللّه در آن تاريخ خود را مطيع و زيردست كسى ديگر مىدانسته است و آنكس بالطبيعة ، بايستى صبح ازل باشد . . . صبح ازل در آن اوقات تا واقعهء هائلهء مذبحهء طهران كه عمدهء رؤساء و عظماى بابيه در آن وقعه شربت مرگ چشيدند ( سنهء 1268 ق ) در نور بود فى الفور به لباس مبدل ببغداد گريخت .
چهار ماه بعد از او برادرش بهاء اللّه كه از واقعهء سوءقصد بناصر الدّين شاه تا آنوقت در طهران محبوس بود از زندان خلاص شده او نيز ببغداد ملحق شد و كم كم بابيه از هر گوشهء ايران در آنجا روى نموده بتدريج حضرات بغداد را مركز عمدهء خود قرار دادند و تا سنهء 1278 ق يعنى قريب ده سال در عراق عرب بسر مىبردند و در تمام اين مدت او در هر صورت قدر متيقن تا سنهء 1278 چنان كه از خود نوشتجات بهاء اللّه استنباط مىشود بهاء اللّه ( اقلا بحسب ظاهر ) مطيع و منقاد صبح ازل و در تحت حكم او بوده است .
در اواخر اقامت حضرات در بغداد بقول مصنف هشت بهشت تأليف شيخ احمد روحى كم كم بعضى آثار تجدد و مساهله در وجنات احوال بهاء اللّه مشهود گرديد . بعضى از قدماى بابيه بر او سخت گرفتند كه وى قهر كرده در كوههاى اطراف سليمانيه بسر برد ( قريب دو سال ) بعدا به خواهش باب ببغداد باز گرديد . و جدا به خيال دعوى اين مقام افتاد و آثار اين ادعا روز بروز بر صفحات احوال بهاء اللّه ظاهرتر مىشد .
چون بابيه بتدريج در بغداد جمع شدند بتقاضاى علماى عتبات دولت عثمانى او را
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي ) — صفحة 922
مساهمون: خانبابا مشار
ص٩٢٢