مقتدر عباسى بسعى وزير حامد بن عباس كه ادعاى حلاج بخدائى رسيده بود او را بدستور خليفه بر سر جسر بغداد برده بعد از شكنجهء بسيار بدار آويختند . كتابى تأليف كرده نام آن دبستان المعرفة و طاسين الازل ، جمله كفر و زندقه است ( طرائق الحقائق ج 2 ص 214 ) ساير مآخذ : فارسنامهء ناصرى ج 2 ص 183 بستان السياحة ص 22 ، زندگانى شمس العرفاء ص 251
1 - ( الف ) اخبار الحلاج ( عربى ) :
« 1 - رسالهء ابن زنجى كه از ابن مسكويه و خطيب بغدادى نقل شده 2 - رسالهء مأخوذ از تاريخ صوفيهء ابن سلمى 3 - بدايت حال منصور حلاج و نهايت آن از ابن ماكويه 4 - اخبار حلاج در ضمن روايات مختلفه »
2 - ( ب ) الطواسين :
پاريس ، 1936 م ، سنگى ، رقعى ، باهتمام لوئى ماسينيون مستشرق فرانسوى ، 24 + 220 ص .
3 - ديوان حلاج ( شعر ) :
« ميرزا محمد ملكالكتاب شيرازى در هنگام چاپ ديوان اشعار كمال الدّين حسين خوارزمى گرفتار همين اشتباه ( خلط اشعار ) شده و بواسطهء نشناختن گوينده كه اسم خود را بجاى تخلص در مقطع غزليات مىآورده اشعار او را از باء بسم اللّه تا تاء تمت بحسين بن منصور حلاج نسبت داده و آن را بعنوان ديوان حسين حلاج در بمبئى چاپ كرده ( و علاوه بر چاپ بمبئى در سال 1316 هم ديوان اشعار او در طهران بنام حسين حلاج بطبع رسيده ) و شرح حال او را هم از كتاب مجالس المؤمنين بدون اينكه مأخذ آن را ذكر كند در آخر كتاب نقل كرده . . .
باضافه حلاج هيچوقت به فارسى شعر نگفته بلكه اساسا توجهى بشعر و شاعرى نداشته . . . ( مجلهء