جماعت مشغول شد . ولى در طليعهء مشروطيت در يكى از روزها با ريش تراشيده و كت شلوار معمولى و فكل و يقهء آهار لب شكسته بىمهابا از منزل درآمد و فعاليتهائى از خود نشان داد كه به علت تعقيب قونسول روسيه در رشت ناگزيرا از طرف روسيه بفرانسه رفت و در آنجا مشغول تحصيل زبان شد . پس از بمباران شدن مجلس برشت مراجعت نمود و بدستهء سپهدار پيوسته بطهران آمد و ثانيا بار دوم بپاريس فرار اختيار كرد . در شروع جنگ بين المللى اول از طريق بغداد باتفاق عائلهاش برشت آمد و در آنجا و پس از آن در طهران به روزنامهنگارى پرداخت .
بسال 1299 ش بسن پنجاه و يكسالگى در رشت وفات يافت .
( تاريخ جرايد و مجلات ج 4 ص 335 بقلم جهانگير كسمائى ) ساير مآخذ ، مجلهء يادگار سال 4 شمارهء 3 و 4 ص 55 و ص 72
1 - انديشههاى بريكسون :
ترجمهء ح . ك . طهران ، 1329 ش ، سربى ، رقعى ، 96 ص .
2 - شاهزادهء گمنام :
امينهء پاكروان برندهء جايزهء ريووارل در فرانسه ، ترجمه ، طهران ، 1333 ش ، سربى ، رقعى ، بنگاه افشارى ، 175 ص .
3 - غزال يا زندگى شلى :
آندره موروآ ، ترجمه ، طهران ، بىتاريخ ، سربى ، رقعى ، 139 ص .
طهران ، 1333 ش ، سربى ، رقعى .
4 - فاوست :
كوته آلمانى ، ترجمه ، طهران ، بنگاه افشارى .