تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
ضعيف بود به حدى كه يك چشمش از كار افتاد و در بيست‌سالگى با مادر خود باصفهان رفته و در آنجا ازدواج نمود . اول چند سالى در خود اصفهان بود و كم‌كم ترقى نموده و جزء نمرهء اول وعاظ و ذاكرين گرديد . بعد از آن چند سال بشيراز رفت و از آنجا راه تبريز را پيش گرفت و در آنجا خيلى ترقى نمود . در وقتى كه اصفهان بود ماه‌هاى رمضان را در مسجد نو آنجا وعظ مىنمود و پس از وعظ مجلس درسى داشت . وقتى كه در طهران بود در مسجد شاه وعظ مىنمود و واعظ آن مسجد قبل از وى حاج سيد عبد الحسين اصفهانى معروف بعرب بود و در آن‌وقت شهرتى داشت . در صورتى كه وى به كلى بىنام بود و به همين منوال دوسه سالى شبها را در مسجد شاه وعظ مىنمود . ازآنجائىكه صاحب ذوق بود و صحبتهاى تازه به گوش نرسيده مىنمود طرف ميل مردم واقع شد و مخصوصا در ماه رمضان جمعيت فوق‌العاده مىشد ، بعدها دامنهء وعظ به تبليغات مشروطه كشيده شده و وقايع تحصن حضرت عبد العظيم پيش آمد . ( مجلهء يغما سال 7 شمارهء 3 بقلم محمد على جمال‌زاده ) . سيد جمال مخفيانه از طهران بهمدان رفت و به علت نطقهاى مهيجى كه بر ضد درباريان مستبد نموده بود دستور اعدام او داده شد . امير مفخم حاكم بروجرد وى را به بروجرد برده و در رجب 1326 ق شبانه بطناب انداختند و در قبرستان بيرون شهر مدفون ساختند . ( حيات يحيى ج 2 ص 272 ) .

1 - رؤياى صادقه :

بادكوبه ، 1321 ق ، 58 ص . طهران ، بىتاريخ ، سربى ، رقعى ، 59 ص .

2 - لباس التقوى :