آن دو علم از اساتيد فن قصب السبق گرفت .
بامر شرف الدّين ديلمى ابو اسحاق بدستيارى چند نفر از منجمين و مهندسين رصدخانه در بغداد بنا نهاده شد . وى در اصناف هنر و فنون كمالات بعلوم ادبيه و صناعات عربيه نامى ديگر گذاشته امير نظم و نثر بوده است و در ايام زندگانى گاهى عزيز وقتى خوار زمانى مقدم اوانى مؤخر چندى محبوس روزگارى آزاد بپايان آورده . همواره در اقتدار آل بويه بمشاغل و مناصب بزرگ و نيابت وزراء مفتخر بود چنان كه در سال 349 ق ، ديوان رسائل به دو مفوض گرديد .
ابو اسحاق تمام عمر شمار صابئين بوده و در كيش خود اعتقادى كامل داشت بااينحال تمام قرآن را حافظ بود و با سيد رضى ودادى بىاندازه داشت . گويند مردم به سيد رضى طعن زبان دراز كرده كه مانند شريف قرشى را نشايد كه مثل كافرى را مرثيت گويد جواب گفت مرا بر فقدان آن فضل و كمال مرثيت است نه بر فوت آن جثه . هروقت شريف رضى بمقابر شونيز عبور مىنمود از مركب فرود آمده و تا از محاذات مضجع وى نمىگذشت بر مركب نمىنشست بسال 384 ق ، در بغداد درگذشت و در مقابر قريش كه شونيز مىنامند و اكنون بكاظمين مشهور است مدفون گرديد .
( نامهء دانشوران جلد اول ص 333 )
1 - ترجمهء صحف الادريسية ( عربى )
: تبريز ، 1315 ق ، سنگى .
طهران ، سنگى ، رحلى ، ضمن كتاب دعاء از مجلدات بحار الانوار مجلسى چاپ شده است
ابراهيم اديب نوبرى تبريزى
: ( 1291 ق - 1308 ش )