تهران ، 1343 ش ، سربى ، جيبى ، كورش كبير ، 94 ص
وقتى روز شروع مىشود :
اليزابت شيلدز ، ترجمه ، تهران ، نشريهء شوراى كليسائى
وقتى كه احساس روح را بزنجير مىكشد :
حسين اميرى ، تهران ، 1344 ش ، سربى ،
وقتى كه جاسوس بودم :
ارم گارد كارل گراوس ، ترجمهء على اكبر خان ، بىتاريخ ، سربى ، خشتى ، نشريهء روزنامهء رعد ، 363 ص
وقتى كه دانههاى برف بصدا درمىآيند :
جعفر كازرونى ، كرمانشاه ، سمنگان ، 1348 ش ، سربى ، جيبى ، 184 ص
وقتى كه زعفرانها گل مىكنند
( رجوع شود به ) شير مردى از خراسان
وقتى سيامست بيدار مىشود ( نمايشنامه ) :
مهدى ساده ، تهران ، 1351 ش ، سربى ، رقعى ، رز ، 22 ص
وقتى كه شاعر بودم ( مجموعهء اشعار ) :
مسعود فرزاد فرزند حبيب اللّه طهران ، سربى .
وقتى كه شكوفهها مىشكفند و زمانى كه برگها مىريزند :
لارى كرمانشاهى ، تهران ، 1343 ش ، سربى ، جيبى ، 176 ص
وقتى كه عشق مىميرد :
همايون عامرى ، تهران ، بىتاريخ ، سربى ، 88 ص
وقتى كه گانگسترها جديت پيدا مىكنند :
هورس مك كرى ، ترجمهء ذبيح اللّه منصورى ،