Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 445

Contributors:

P.445
باشد قسم چهاردهم آنچه در آن نصف عشر خونبها است كه پنجاه مثقال طلا باشد چون شكستن يكى از دوازده دندان پيش شش از بالا وشش از پائين كه ابتداى آنها از دندان پيشتر باشد وانتها از دندان پستر قسم پانزدهم آنچه در آن نصف عشر خونبها است كه بيست وپنج مثقال طلا باشد وآن دو امر است أول شكستن يكى از شانزده دندان غير از دندانها پيش كه مذكور شد دوم شكستن ضلعى كه نزديك دل باشد قسم شانزدهم آنچه در آن ثلث خونبهاى آن عضو لازم است وآن ده امر است أول آنكه كارى كند كه چشم كور كسى فرو رود چه در آن ثلث خونبهاى چشم صحيح است دوم بريدن نرمه هر دو گوش چه در حديث آمده كه خونبهاى آنها خونبهاى گوشها است سيم مثله ساختن بيني شخصي چهارم كندن دندان زيادتى شخصي چه در آن ثلث خونبهاى دندان اصلى است هر گاه تنها كنده باشد اما اگر با دندان اصلى كنده باشد چيزى در آن لازم نيست پنجم بريدن انگشت نر بر قول بعضي از مجتهدين ششم بريدن انگشت زيادتى چه در آن ثلث خونبهاى انگشت اصلى است هفتم مثله كردن انگشت كسى چه در آن ثلث خونبهاى انگشت صحيح آن عضو لازم است هشتم كوفتن استخوان هر عضوى چه در آن ثلث خونبهاى آن عضو لازم است نهم شكافتن هر دو لب آدمي به طريقي كه دندانها نمايان شود چه در آن ثلث خونبهاى هر دو لب لازم است خواه تمام لبها شكافته شده باشد وخواه بعضي دهم شكافتن يكى از لبها ودر آن ثلث خونبهاى لب لازم است قسم هفدهم آنچه در آن دو ثلث خونبهاى آن عضو لازم است وآن چهار امر است أول شل گردانيدن انگشتان صحيح خواه از دست باشد وخواه از پاى دوم كندن ناخن انگشتان وبيرون آمدن آن سياه سيم شكستن استخوان عضوى چنان كه آن عضو باطل شود چهارم هر گاه كارى كند كه شخصي را تا نصف روز بول منقطع شود قسم هجدهم آنچه در آن خمس خونبهاى هر عضوى لازم است وآن چهار امر است أول شكستن هر عضوى دوم هر گاه زخمى بر عضو شخصي بزند كه استخوان را ظاهر سازد چه در آن خمس خونبهاى شكستن آن عضو لازم است سيم آنكه كارى كند كه لبهاى كسى شكافته شود وبعد از آن نيك شود چه در آن خمس خونبهاى لبهاست چهارم شكافتن يك لب كه بعد از آن نيك شود چه در آن خمس خونبهاى يك لب است قسم نوزدهم آنچه در آن خونبهاى خمس هر عضوى لازم است وآن دو