Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 357

Contributors:

P.357
رسالت پناهى صلى الله عليه وآله نسبت بما عز كردند بيست ويكم امر كردن به نشستن مدعى ومدعى عليه در برابر أو وجايز است آنكه هر دو بايستند اما ايستادن يكى از ايشان جايز نيست مگر آنكه ايستاده كافر باشد ونشسته مسلمان باشد بيست ودوم آنكه در وقت قضا پرسيدن دربان نداشته باشد بيست وسيم آنكه قاضى خود متوجه خريدن وفروختن جهت خود نشود بيست وچهارم حاضر نشدن قاضى به ضيافت مدعى ومدعى عليه وضيافت نكردن يكى از ايشان را بيست وپنجم آنكه هر گاه مدعى ومدعى عليه از سخن كردن ساكت باشند به ايشان بگويد كه سخن گوئيد يا مدعى شما سخن گويد بيست وششم آنكه در ساقط گردانيدن حق يا ابطال دعوى شفاعت نكند بيست وهفتم عيادت مدعى ومدعى عليه كردن وبر جنازة ايشان حاضر شدن بيست وهشتم اجتهاد كردن در آنكه مدعى ومدعى عليه را برابر خواهد اگر ممكن باشد بيست ونهم سؤال كردن از عدالت گواهان در نهاني چه آن از تهمت دور تر است وهر گاه مدتي بگذرد كه در گواهان تغيير حال ممكن باشد مجددا از حال ايشان سؤال كردن وبعضي از مجتهدين گفته اند كه هر گاه شش ماه بر ايشان بگذرد از حال ايشان سؤال بايد كرد سى أم آنكه قاضى در وقت قسم دادن وعظ گويد سى ويكم آنكه قضاياى هر روز وهر هفته وهر ماه وهر سال هر يك را در جائى جمع كند وتاريخ آنها را بنويسد تا آنكه از تغيير محفوظ باشد سى ودوم آنكه بر حكم كردن قاضى در هر قضية گواهان عادل بگيرد سى وسيم عفو كردن قاضى از كسى كه درشتى با أو كند سي وچهارم ترك كردن قاضى گرفتن چيزى از بيت المال جهت رزق اگر احتياج به آن نداشته باشد وهمچنين است حكم كاتب ومترجم قاضى ومعلم قرآن ومدرس آداب وغير آن وصاحب ديوان وكيال وگواهانى كه گواهى دهند مگر آنكه براي سفر كردن ومؤنت سفر محتاج به آن باشند چه در اين صورت گرفتن چيزى جهت مؤنت سفر جايز است سى وپنجم آنكه سه نوبت به كسى كه قسم متوجه اوست بگويد كه اگر قسم نمىخورى حكم مىكنم به حق جهت ديگرى سى وششم سوگند مغلظه دادن در اموالى كه زيادة از ربع دينار باشد واما چهار امر حرام أول چيزى دادن ( 1 ) جهت قاضى شدن وبعضي از مجتهدين برآنند كه آن كسى كه اراده ء قاضى شدن دارد اگر ميان مردمان مشهور نباشد سنت است كه چيزى دهد وقاضى شود تا آنكه به علم وفضل
Footnote
( 1 ) معلوم نيست صدر دام ظله العالي