Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 336

Contributors:

P.336
قابل پاك كردن باشد خوردن آنها پيش از پاك كردن حرامست وهمچنين نانى كه آن را به آب نجس خمير كنند حرامست خوردن آن وروغنى كه بسته باشد هر گاه نجاست به بعضي از اجزاى آن رسيده باشد همان موضع كه نجاست به آن رسيده حرامست وباقي حلال هشتم مرده ودر حكم أو است هر پاره كه از زنده پاره كنند چه آن نيز حكم مرده دارد وخوردن واستعمال كردن آن حرامست سواي پشم وموى وته نشين وپر مرغ اگر آن را ببرند واگر بكنند بيخ آن را كه به مرده متصل است بايد شست وشاخ وسم ودندان وناخن واستخوان وتخم هر گاه پوست بالايين را سخت كرده باشد وانفخه يعنى مايه چه بعضي از مجتهدين استعمال آنها را از مرده جايز داشته اند نهم ذكر حيوانات خواه گوشت أو را خورند وخواه نخورند دهم فرج حيوانات خواه ظاهر آن وخواه باطن آن يازدهم سپرز هر حيواني دوازدهم زهره هر حيواني سيزدهم انثيين هر حيواني يعنى هر دو خايه كه منى در آن جمع مىشود چهاردهم مثانه هر حيواني يعنى محل بول أو پانزدهم مشيمه هر حيواني يعنى جائى كه بچه در آن قرار مىگيرد شانزدهم نخاع هر حيوان وآن مغزى است سفيد كه در مهره هاى پشت مىباشد وعوام آن را حرام مغز مىگويند هفدهم غليا وآن دو عصب است عريض زرد كه از پس سر تا به فرج كشيده است هجدهم غدود يعنى گره هاى كه در ميان گوشت وپوست مىباشد نوزدهم اصلهاى انگشتان كه متصل به عصب كف دست وپا است بيستم حدقه وآن سياهى است كه در چشم مىباشد كه بدان چيزى را مىبينند وآن را مردمك چشم مىگويند بيست ويكم خرزه دماغ وآن مغزى است كه در كله سر مىباشد به قدر نخودى وبعضي از مجتهدين سواي خون وسپرز وسرگين وذكر وفرج وانثيين ومثانه چيزى ديگر را از حيوانات حرام نمىدانند بلكه مكروه مىدانند بيست ودوم خاك وگل خوردن خواه پاك باشد وخواه نجس سواي خاك تربت حضرت امام حسين ( ع ) كه به مقدار نخودى جهت شفا مىتوان خورد وگل ارمنى نيز براي دوا مىتوان خورد بيست وسيم زهرهاى كشنده واما چيزى كه بسيار آن كشنده باشد وكم آن كشنده نباشد بسيار خوردن آن حرام است چون ترياك وسقمونيا وتخم حنظل ومانند آنها بيست وچهارم بنگ خوردن وهر گاه كسى را احتياج به اين چيزهاى حرام به هم رسد مثل آنكه در صحرائى واقع شود وچيزى