Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 328

Contributors:

P.328
مجتهدين وآيا بجاى بسم الله يا الله أكبر اگر اللهم اغفر لي يا اللهم صلى على محمد وآل محمد بگويند شكار حلال مىشود يا نه در اين نيز ميانه مجتهدين خلاف است پنجم آنكه به قصد شكار كردن سگ را سر دهند يا تير بيندازند پس اگر بىقصد شكار كردن سگ بدود يا تير از كمان بجهد وشكارى را بكشد حلال نيست اما اگر در اثناى رفتن سگ را بطلبند ونگاه دارند آنگاه سر دهند حلال مىشود ششم آنكه قصد جنس شكار كنند پس اگر در وقت سردادن سگ وانداختن تير ونيزه قصد جنس شكار نكنند وشكارى را بكشد حلال نيست هفتم آنكه شكار به سبب جراحت دندان سگ وخوردن تير ونيزه وشمشير بميرد وجراحت موضع ذبح لازم نيست بلكه هر عضوى از اعضاى أو را كه جراحت كرده باشد وبه آن بميرد حلال است اما اگر به آن جراحت نميرد بلكه بواسطة تعب بسيار يا غرق شدن در آب يا افتادن از كوه يا آنكه سگ گلوى أو را بگيرد بي آنكه جراحت كند بميرد يا درنده غير سگ بعد از جراحت سگ أو را بكشد حلال نيست مكر آنكه در اين صورت جراحت سگ كشنده باشد وبعضي از مجتهدين گفته اند كه اگر شكارى كه مجروح شده باشد در آب بميرد پس اگر سر از آب بيرون آورده باشد يا آنكه آن شكار حيواني باشد كه آب أو را نكشد چون قاز وأردك حلال است هشتم آنكه شكار مجروح از نظر غايب نشود ودر أو حيات باشد كه ماندن أو امكان داشته باشد واگر چه نصف يك روز بيش نماند پس اگر در اين صورت از نظر پنهان شود وأو را مرده بيابند حلال نيست خواه بعد از آنكه از نظر غايب شود سگ بر سر أو حاضر باشد وخواه نباشد نهم آنكه آنكس كه سگ سر داده وتير انداخته ونيزه وشمشير زده پيش شكار حاضر نباشد چه اگر حاضر باشد وآن مقدار وقت باشد كه أو را تواند كشت لازم است كه سرا أو را ببرد كه اگر بگذارد تا بميرد حلال نيست واگر در وقت حاضر شدن أو چيزى نباشد كه شكار را به آن تواند كشت ميانه مجتهدين در آن خلاف است أقرب آنست كه حرامست وبعضي برآنند كه در اين صورت بگذارند كه سگ آن شكار را پاره پاره كند دهم آنكه مىبايد كه شكار آنچنان باشد كه تواند گريخت خواه وحشى باشد وخواه أهلي انسى پس اگر كوچك باشد يا قدرت بر گريختن نداشته باشد حلال نيست فصل سيم در احكام شكار كردن بدان كه واجبست موضعي از شكار را كه سگ به دندان گرفته باشد به آب بشويند وبعضي از مجتهدين شستن آن را واجب نمىدانند وشرط نيست