Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 323

Contributors:

P.323
شخصي به زن خود گويد كه من ديدم كه شخصي با تو زنا مىكرد يا انكار فرزند أو كند به شروطى كه مذكور شد وگواهى بر مدعاى خويش نداشته باشد حاكم شرع آن شخص را امر مىكند كه چهار مرتبه بگويد اشهد بالله انى لمن الصادقين فيما رميتها به من الزنا يعنى گواه مىگيرم خداى تعالى را كه من از راست گويانم در آنچه اين زن را انداخته أم به آن از زنا كردن وبعد از آنكه چهار نوبت اين قول را بگويد امر بكند حاكم شرع أو را كه چهار نوبت ديگر بگويد كه ان لعنة الله على أن كنت من الكاذبين يعنى بدرستى كه لعنت خداى بر من باد اگر من از دروغ گويان باشم وبعد از آنكه آن شخص چهار مرتبه اين قول بگويد آن زن را امر كند كه چهار نوبت بگويد اشهد بالله انه لمن الكاذبين فيما رماني به من الزنا يعنى گواه مىگيرم خداى تعالى را كه شوهر من از دروغگويان است در آنچه انداخته است مرا به آن از زنا وبعد از آنكه چهار نوبت اين قول را بگويد امر كند أو را حاكم شرع كه چهار نوبت ديگر بگويد ان غضب الله على أن كان من الصادقين يعنى غضب خداى بر من باد اگر شوهر من از راست گويان باشد وهر گاه از لعان كردن فارغ شوند چهار امر ثابت مىشود أول ساقط شدن حد از شوهر وزن به سبب لعان كردن واگر زن پيش از لعان كردن بميرد لعان ساقط مىشود وآن مرد از آن زن ميراث مىبرد اما در اين صورت حد برو لازم است وجايز است كه جهت اسقاط حد با وارث لعان كند واگر وارث حاضر نباشد مانع ميراث بردن أو نمىشود ودر بعضي از أحاديث وارد شده كه در اين صورت ميراث نمىبرد واگر مرد پيش از لعان كردن بميرد زن از أو ميراث مىبرد وفرزندى كه شوهر انكار أو كرده بود نيز ميراث مىبرد واگر زن چهار مرتبه اقرار به زنا كند يا از لعان امتناع نمايد حد زنا بر أو ثابت مىشود واگر حامله باشد أو را حد نزنند تا زماني كه بزايد واگر شوهر پيش از تمام شدن لعان اعتراف به دروغ گفتن خود كند حد برو ثابت مىشود واگر بعد از تمام شدن لعان اعتراف كند به دروغ گفتن خود يا بعد از لعان كردن هر دو اعتراف كنند به دروغ گفتن خود ميانه مجتهدين در اين مسألة خلاف است واگر شوهر به زن گويد كه من ديدم كه فلان مرد با تو زنا مىكرد دو حد برو لازم مىشود يكى جهت زن ويكى جهت آن مرد پس چون ميانه ايشان لعان واقع شود حدى كه از جهت زن بر أو لازم بود به لعان ساقط مىگردد