Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 318

Contributors:

P.318
شد پس اگر چيزى باشد كه مسلمانان مالك آن نتوانند شد مثل شراب وگوشت خوك صحيح نيست وآن عوض مقدارى معين ندارد بلكه آنچه در عوض ميدهد جايز است كه در خلع زيادة از مهر باشد اما در مبارات مىبايد كه از مهر زيادة نباشد وخلع كردن كنيز بي اذن آقا صحيح نيست اما اگر آقا اذن دهد صحيح است وآن عوض را وقتي كه كنيز آزاد مىشود ميدهد واگر بنده شخصي بي اذن آقا با زن خود خلع كند آن عوض ملك آقا است وخلع صحيح است پنجم آنكه صيغه خلع ومبارات را بايد كه دو مرد عادل بالغ به يك دفعه بشنوند به طريقي كه در طلاق مذكور شد پس اگر دو مرد عادل به يك دفعه نشنوند صحيح نيست ششم آنكه خلع ومبارات مجرد از شرط باشد مگر آنكه شرطي باشد كه خلع ومبارات آن را لازم داشته باشد چون شرط آنكه هر گاه زن در آن عوض رجوع كند شوهر نيز در زوجيت رجوع نمايد چه اين شرط صحيح است زيرا كه هر گاه عقد خلع ومبارات منعقد مىشود شوهر را رجوع نمىرسد مگر آنكه زن در آن عوضى كه به شوهر داده است در عده رجعيه رجوع كند چه در اين صورت شوهر را نيز مىرسد كه در عده رجوع نمايد اما اگر زن طفل باشد يا غير مدخوله باشد يا يائسه يعنى از حيض ديدن مأيوس شده باشد در عوض رجوع نمىتواند كرد واگر زن وشوهر در قدر عوض يا جنس آن اختلاف كنند قول زن مقدم است با قسم مطلب سيم در بيان ظهار وايلا كردن با زن خود ودر آن دو فصل است فصل أول در اقسام ظهار كردن وشروط آن بدان كه ظهار بر دو قسم است أول آنكه كفاره آن پيش از دخول كردن است وآن چنان است كه شخصي به زن خود گويد كه پشت تو همچو پشت مادر من است چه در اين صورت حرامست بر أو دخول كردن تا آنكه كفاره ندهد چنانچه در بحث كفاره مذكور شد دوم آنكه كفاره آن بعد از دخول كردن است وآن چنان است كه شخصي به زن خود گفته باشد كه پشت تو همچو پشت مادر من است اگر با تو دخول كنم پس در اين صورت اگر به آن زن دخول كند ظهار به هم مىرسد وكفاره برو لازم مىشود وشروط ظهار كردن نه است أول صيغه مثل أنت على كظهر أمي يعنى تو بر من همچو پشت مادر منى وآيا در اين حكم غير مادر چون خواهر ودختر از زنان محرم خواه نسبى وخواه رضاعى با مادر مساوى اند يا اين حكم مخصوص مادر است ميانه مجتهدين در اين خلاف است أقرب آنست كه همه در اين حكم مساويند واگر شخصي به زن خود