Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 282

Contributors:

P.282
آنگاه به أو دخول كنند اگر حيض به بيند واگر نه بيند ودر سن زنانى باشد كه حيض نه بيند چهل وپنج روز بايد كه صبر نمايد وبعد از آن به أو دخول كند اما اگر آقا دخول نكرده باشد همان ساعت كه بخرد دخول مىتواند كرد بيستم زنى را كه عقد كرده باشد وپيش از دخول طلاق دهد واجبست بر شوهر كه نصف مهر را به أو دهد واگر دخول كرده باشد تمام مهر أو را بايد داد بيست ويكم اگر در وقت عقد كردن مهر را مشخص نكرده باشد واجبست بر شوهر كه مهر المثل به أو دهد بيست ودوم هر گاه زن مقرر كردن مهر خود را به شوهر رجوع كرده باشد واجبست بر أو كه قبل از دخول مهر أو را مشخص كند بيست وسيم واجبست بر شوهر دادن مهر المثل در هر موضعي كه مهر مسمى فاسد شده باشد وهمچنين واجبست مهر المثل در وطى شبهه ودر زنا كردن به تعدى بيست وچهارم واجبست نفقه دادن به زن عقد دايمى واگر چه أو را طلاق داده باشند تا زمانيكه از عده بيرون نرفته است وهمچنين واجبست نفقه زنى كه أو را طلاق گفته باشد وحامله باشد وواجبست دادن جامه كه بدن خود را به آن بپوشند وخانه كه در آن بنشينند وخادمي كه خدمت ايشان كند هر گاه از جماعتى باشند كه خدمتكار داشته باشند ونيز واجبست دادن فرش وچيزهائى كه بدن به آن پاك سازند وازاله بوى بد از بدن كنند وظروفى كه در آن طعام بپزند واجرت حمام در وقت احتياج وقيمت آب غسل كردن بر قول بعضي از مجتهدين بيست وپنجم هر چهار شب يك شب پيش زن خوابيدن چه خوابيدن يك شب از چهار شب پيش أو واجبست بيست وششم اگر بر زن ظلم كرده باشد يعنى پيش أو نخوابيده باشد قضاى آن واجبست بيست وهفتم اگر منى را در بيرون فرج زن دائمي بريزد بي اذن أو واجبست كه ده مثقال طلا به أو بدهد بيست هشتم بر زنى كه شوهر أو مرده باشد واجبست ( 1 ) كه بعد از فوت أو تا چهار ماه وده روز ترك زينت كند بيست ونهم واجبست بر زن تهيه آنچه دخول كردن وتمتع گرفتن موقوف بر آن باشد سى أم هر گاه زنى نفس خود را به شوهر واگذارد ونام مهر نبرد آنگاه أو را پيش از دخول كردن ومشخص ساختن مهر طلاق دهد يا فسخ نكاح ايشان شود واجبست بر شوهر اگر مالدار باشد كه جامه نفيسى كه ده مثقال طلا ارزد يا اسبى كه قيمت أو ده مثقال طلا باشد يا ده مثقال طلا به آن زن بدهد واگر مفلس باشد انگشترى طلا يا نقره
Footnote
( 1 ) در مكروهات نكاح فرمودند سنت است صدر دام ظله العالي