Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 217

Contributors:

P.217
واگر ميانه مالك ودلال اختلاف واقع شود در تقصير نكردن در قيمت متاع يا تقصير كردن قول قول دلال است با قسم مطلب دوم در بيان رهن كردن يعنى گرو كردن ودر آن دو فصل است فصل أول در شروط گرو كردن بدان كه گرو گذاشتن كسى كه بر ذمت أو ديني باشد جهت اعتماد مشروع است خواه در سفر وخواه در حضر وآنچه در آية كريمه واقع شده كه در سفر جايز است بنابر غالب است چه بيشتر أوقات در سفر كسى به هم نمىرسد كه تمسك بنويسد اكتفا به گرو مىكنند واين رهن عقدي است لازم از طرف كسى كه گرو مىكند به اين معنى كه ديگر نمىتواند تصرف در آن گرو كردن وآن را از گرو گيرنده گرفتن تا وقتي كه دين أو را ادا كند ودر آن نه شرط است أول آنكه گرو كننده بالغ وعاقل وجايز التصرف باشد پس گرو كردن طفل وديوانه وكسى كه أو را به اكراه بر آن دارند ( 1 ) واذن دهد ومست وبيهوش ومفلسى كه حاكم شرع أو را از مالش منع كرده باشد صحيح نيست اما ولى طفل مىتواند كه با مصلحت طفل مال أو را گرو كند جهت ديني كه بواسطة مصلحت طفل گرفته باشد يا جهت أو گرو بگيرد دوم ايجاب چون راهنتك هذا على الدين الفلاني يعنى گرو كردم اين عين را پيش تو به جهت فلان دين سيم قبول چون قبلت وآنچه دلالت كند بر آن ومىبايد كه قبول بعد از ايجاب بىفاصله واقع شود چهارم آنكه ايجاب وقبول را به لفظ بگويند با قدرت وبا عاجز بودن مثل لنگ أشارت وكتابت نيز جايز است وبغير عربى وبغير صيغه ماضي نيز جايز است پنجم قبض كردن گرو ودر قبض كردن اذن گرو كننده شرط است پس اگر پيش از قبض گرو كننده بميرد يا ديوانه شود يا رجوع در اذن قبض نمايد گرو باطل مىشود وبعضي از مجتهدين قبض را شرط نمىدانند واستدامت قبض شرط نيست پس اگر بعد از قبض گرو كننده در آن تصرف كند گرو باطل نمىشود ششم حاضر بودن گرو گيرنده در قبض پس اگر در غيبت أو گرو كنند يا آنكه گرو گيرنده يا وكيل أو حاضر نشود وقبض نكند صحيح نيست هفتم آنكه گرو عيني باشد كه ممكن باشد قبض آن وصحيح باشد مالك شدن آن وجايز باشد فروختن آن پس گرو كردن دين ومنفعت چون سكنى خانه وخدمت غلام وگرو كردن ملك غير بي اذن صاحبش وگرو كردن شراب وخوك واگر چه جهود باشد ونزد مسلمانى گرو كند وپيش جهودى ديگر بگذارد صحيح نيست
Footnote
( 1 ) ولى ظاهرا به اجازه صحيح مىشود صدر دام ظله