تن را به يك بار پاك كند ندهند ، بلكه به داروى نرم و به كرّات تنقيه كنند و ميان هر استفراغى به اغذيهء ملائم و لطيف حفظ قوت و اصلاح خلط متولد همىكند .
اما آنجا كه قوة قوى باشد و خلط فاسد قليل ، به يك بار اخراج بايد كرد به ادويهء موافقه .
و آنجا كه قوة قوى و خلط بد بسيار بود به ادويهء قويه و مرّات كثيره تنقيه نمايند .
و آنجا كه قوت ضعيف بود و خلط هم اندك باشد ، شربتى و نقيعى لطيف كافى است تا اصلا بر قوت فتورى نرسد .
و بدانند كه دو كس را دواى قوى نبايد داد : يكى ساكن شهر گرم را در شهر مذكور ، دوم خشك مزاج را ، از اينجا است كه در قولنج يابس انتفاع به اشياى نرم لزج بيشتر مىشود .
اما سه كس را لازم است كه مسهل قوى دهند : يكى ساكن شهر بارد را در شهر او ، دوم كسى را كه آببند تشرّب كند ، سوم آن را كه مطحول بود در شهر بارد ، بنا بر برد كه مضعف عمل است و در آخر اين بنا بر غلظ اخلاط .
و واجب است كه معده و قدم شارب المسهل را گرم دارند و بفرمايند كه بعد شرب ساكن بنشيند كه دوا از سر معده فرو شود و تقلب نفس بايستد ، آن زمان اندك اندك حركت كند تا اعانت دهد بر نفوذ . و حركت كثير كه دفعةً بود و قوى باشد زنهار نشايد كه مخرج دوا است به سرعت .
و هر كه را بعد شرب مسهل خوف حدوث كرب و غثيان همىباشد ، بايد كه دو روز يا سه روز پيشتر از شرب دوا قى كند .
انتباه كرب كه بعد شرب مسهل مىشود دو گونه است :
يكى آن كه دوا مكرب بود ، چون بسفائج و بنفشه و سنا و افتيمون و مثل آن و در اينجا تقدم قى نفع ندارد .
و دوم آن كه رطوبات غليظه در معده ملتصق باشند و به دوا متحرك شوند و زود برنيايند و كرب آرند و فائدهء تقدم قى مخصوص به همين قسم است .
و بايد كه جهة قى فجل دهند يا مرق او ، تا تقطيع رطوبات لزجه كما حقّه شود .
و هر گاه جهة اسهال حبوب به كار برند ، اگر مقصود تنقيه رأس بود محتاج اعانت نيست فقط همان بايد داد و اين حبوب بايد كه كبار سازند و بعد ساختن زمانى كه استمساك در آنها پديد آيد و خشك تام هم نشوند بگذارند و بعده تناول كنند ، تا بنا بر كبر حجم و استمساك اجزا زود منحل نشوند و در معده دير بماند و قوت بر سبيل تبخّر به سوى دِماغ همىرسد .
و اگر مقصود تنقيهء مفاصل بود ، اعانت حبوب به مطبوخات لازم است ، تا قوت دوا به سرعت به محل مطلوب رسد ، لأن ذلك مطلوب ههنا .
و بايد كه مطبوخ ، مجانس حبوب بود ، چنانچه حب مسهل صفرا همراه طبيخ شاهتره دهند و حب مسهل سودا همراه طبيخ افتيمون و بسفائج و مانند آن و حب مخرج بلغم همراه طبيخ قنطوريون و مانند آن .
حبها كه با مطبوخ دهند بايد كه خرد و قريب العهد ساختن بود تا زود منحل شود و قوت او به سرعت به محل مقصود رسد .
و لازم است كه روز مسهل استنجا به آب گرم كنند و اگر از مرور مواد حاد حرقت در مقعد شود به طبيخ خطمى غسل آنجا بايد كرد .
و ضعيف الشرح را احسن آن كه جهت تليين و تقويت محل بعد استنجا كردن به طبيخ خطمى ، پنبه به روغن گل گرم كرده بيالايند و بر آنجا بگذارند و اگر قدرى مقل ارزق هم در روغن گل بياميزند قوىتر باشد در تقويت محل و حفظ آن از مضرّت مرور مواد .
و واجب است كه به ادويهء مسهله ، ادويهء عطريه مخلوط كنند تا قواى اعضا را محافظت كند و كذا ادويه قلبيه نيز ممزوج نمايند تا روح حيوانى را قوت دهد در هر عضو .
و بدانند كه بعض ادويه به بعض امزجه مناسبت دارند و به بعضى نه ، چنانچه سقمونيا در اهل بلاد بارد عمل نمىكند مگر عمل ضعيف مادام كه مقدار كثير ندهند و كذا
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: محمود بن محمد چغمينى خوارزمى
ص٤٨٢