ذكر مىكنم به فوائد كثيره :
قسم اول در فصد ، قسم دوم در حجامت ، قسم سوم در ارسال علق .
قسم اول در فصد
و اين متضمن است بر چند فوائد :
فائده در حدّ فصد و فضيلت آن بر ديگر استفراغات و منافع كه بدان تعلق دارد
پوشيده نماند كه فصد ، استفراغى است كلّى ، ارادى كه مستخرج مىسازد اخلاط را از طريق تفرّق اتصال عِرقى .
و اين تفرق اگر بر سبيل اعتدال بود بيرون مىآيد اخلاط به همان نسبت و وجه كه در عروق باشد .
و اگر ضيق واقع شود آنچه رقيق است بيرون مىآيد و غليظ باقى ماند ، از اينجا است كه از فصد ضيق نهى كردهاند ، مگر آنجا كه محض اماله مطلوب باشد ، چنانچه در مرعوف قليل الامتلاء معمول است .
اكنون بدانند كه استفراغ كلى در اصطلاح اطبا بر دو وجه اطلاق كردهاند :
يكى آن كه تنقيهء تمام بدن كرده شود و بدين تقدير استفراغ جزئى آن را گويند كه از عضوى مخصوص استفراغ كنند ، چون سُعوط و عُطوس كه به تنقيهء سر مخصوص است فقط .
دوم آن كه تنقيهء تمام اقسام اخلاط كرده شود ، اگرچه از بعض اعضا بود و بر اين صورت استفراغ جزئى آن را نامند كه مُخرج خلط خاص باشد ، چون اسهال و قى كه تنقيهء خلط خاص از آن كرده مىشود و الا از استفراغ كه در تعريف فصد ضبط يافته همين قسم ثانى است و اگرنه چنان باشد فصد عِرق ارنبه و عِرقين مَأقَين و جز آن كه اخراج دم از عضو خاص مىكند مستخرج از حد شود .
و شك نيست كه خون از هر عضو كه آيد مركب الاخلاط است و استفراغ آن ، استفراغ جميع اخلاط .
و از جملهء فضائل فصد بر ديگر استفراغات ، عمده فضيلت آن است كه تنقيهء آن ، اختيارى است ، بعد فصد اگر عدم فساد معلوم شود بازمىتوان داشت فورا و هيچ خوف مضرّت نباشد .
و كذا استخراج آن حسب حاجت مقدّر بر اختيار است ، به خلاف مسهل و مُقى ، كه بعد عمل او اگر دانند مادهء غير مقصود مىبرآيد و خواهند حبس كنند ضرر مىدهد ، بنابر تعارض عملين مختلفين و باشد كه استعمال قابض بعد مسهل قوى مزيد عمل وى مىشود .
فائده اندر بيان آن كه سزاوار به اخراج دم كدام مردماند
بدانند كه سزاوار به اين كار سه كساند :
يكى آن كه مهيا و مستعد باشد مر حدوث امراض را عند تكثير دم ، يا تغيّر آن ، يعنى معتاد بود به آن كه هر گاه خون زياده يا متغيّر شود ، بدان امراض مبتلا گردد .
و نظير او كسى است كه مستعد عرق النساء و نقرس و اوجاع مفاصل دموى بود .
و كسى كه مستعد باشد مر صرع و سكته و ماليخوليا را نزد توفير دم و تغيّر دم .
و كسى كه مهيا باشد بر خوانيق و اورام احشا و رمد حار را .
و كسى كه خون بواسير معتاد يا حيض آن بسته باشد .
و كسى را كه در اعضاى باطن وى ضعف بود و مع ذلك مزاج گرم باشد ، كه اين مردم را صواب آن است كه در ربيع البته فصد كنند تا از وقوع در اين امراض مصئون باشند ، لهذا قرشى گفته : و قد يفصد لا لكون زيادة الدم أو رداءة كيفيةٍ بالفعل ، بل بالقوة ، إذا كانت تلك القوة قريبة .
دوم آن كه از خوف مرضى و آفتى حكم به فصد وى كرده شود بىآنكه