تباه شده ، اگر تباه شده باشد قدرى از آن بتراشند و الا فلا .
بالجمله بعد ظهور استخوان تحقيق منافذ ناسور نمايند و به آلتى باريك داغ در آن منفذ كنند و در حين داغ ، لازم است كه اسفنج يا پنبه كهنه به آب سرد تر كرده بر چشم گذارند تا گرمى داغ به او نرسد .
و اين داغ به نوعى بايد كرد كه به جانب بينى كند و اين كار اگر از يك بار حاصل نشود سه بار تكرار بايد كرد .
و نشان كشاده شدن منفذ به داخل بينى آن است كه چون دهان و بينى مريض بگيرند نفس از منفذ چشم همى آيد ، پس پنبه به مرهم زنگار آلوده در وى گذارند و يك روز پنبه كهنه تنها بگذارند تا كه فراهم آيد .
طريق داغ خراج كه از شوصه تولد كند
آن است كه هر گاه وى بزرگ شود و به نفث پاك نگردد و ريم كند بايد كه آن را به بيخ زراوند طويل داغ كنند ، بدين طريق كه روغن زيت بسيار گرم كنند و زراوند را درگذارند تا سخت گرم شود پس با زنبور گرفته داغ دهند هفت جا ، يكى آنجا كه سر هر دو استخوان چنبر گردن با هم پيوسته است و چون اينجا داغ نهند ، نخست بايد كه پوست آن محل بالا بركشند پس كىّ كنند .
دوم آنجا كه قريب به وداجَين است و ميل به سوى پيش دارد دو داغ كوچك بايد كرد ، يكى سوى راست و ديگرى به طرف چپ گردن .
سوم ميان پهلو ، آنجا كه ميل به سوى پيش دارد دو داغ بزرگ كنند .
چهارم ميان پهلو آنجا كه ميل به پشت دارد دو داغ دهند .
ديگر پنجم بالاى فم معده يك داغ .
ششم ما بين دو شانه يك داغ .
هفتم بر دو جانب پشت فروتر از محل داغ ميان دو شانه ، هر طرف يك داغ و اين دو داغ پشت ، كوچك بايد كرد و بعده به مرهم سپيده و مرهم آهك علاج نمايند .
و بدانند كه در اين مرض ، داغ به آهن و امثال آن نشايد كرد و ايضا تجويز شق نبايد نمود كه خطر عظيم دارد .
طريق داغ جگر
آن است كه بر آخر وى آنجا كه نزديك پيغولهء ران است اندكى برتر يك داغ بنهند چنانچه پوست جمله بسوزد و به غشا رسد و ريم برآيد و اين را چند روز فراهم شدن ندهند تا خوب پاك شود و در اين اثنا شربتهاى مناسبه و غساله مىداده باشند و بعد تنقيهء تام مندمل گردانند .
انتباه هر گاه خراج جگر پديد آيد
، اگر در گوشت وى است به علاج ورم جگر توجه كنند و داغ در اينجا دخل ندارد و نشان ورم گوشت جگر ، تپ لازم است و ثقل و درد به جانب راست پيدا بودن و به دوا و به تنقيه منتفع گشتن .
و ليكن آنجا كه درد به شدت بود و هيچ تنقيه و دوا سود ندهد بدانند كه ماده زير غشا است و در اينجا داغ نفع دارد وقتى كه ماده مستحيل به مده شده باشد .
طريق داغ سپرز
آن است كه پوست شكم را كه بالاى او است به صنارهها بردارند ، پس داغ دهند به آلتى آهنى دراز كه سر او دو شاخ بود تا در يك دفعه دو داغ حاصل شود و قريب يكديگر دو دفع ديگر داغ كنند تا در سه دفع شش داغ پديد آيد .
طريق داغ معده
آن است كه بر فم معده سه جا داغ دهند بر شكل مثلث ، چنانچه يك داغ اندكى فروتر از غضروف خنجرى افتد و دو داغ ديگر از دو جانب آن قدرى فروتر بر شكل مثلث باشد