مفردةً و مجموعةً در آب بجوشانند و در دو ظرف نهاده ، زير جامه نهند ، يكى پيش و يكى پس ، تا بخار لطيف او به بدن رسد و آبله آبناك شود ، كه نضج آن همين است و بعده تدبير خشك كردن نمايند .
و هر گاه با وجود ظهور آبله ، حرارت و بىقرارى كمتر نشود و نبض و نفس به حال طبيعى نيامده باشد ، علامت خير نبود .
تدبير خشك كردن آبله
هرگاه آبله تمام برآيد و هفت روز بگذرد و تمام پخته باشد ، بنگرند ، آنچه بزرگ باشد به سوزن زر بشگافند با آهستگى و آب آن با خرقه نرم بچينند و بعده گل سرخ خشك ، يا برگ مورد ، يا برگ سوسن كوفته ، يا صندل ، يا چوب گز سوده ، در زير دامن دود كنند .
اما در تابستان گل سرخ و مورد و صندل تبخير كردن بهتر است .
و در زمستان برگ سوسن و چوب گز صوابتر .
و اگر موضعى ريش گردد ، گل سرخ و كندر و صبر و انزروت و دم الاخوين بسايند و بر جراحت افشانند .
و اگر آبله بزرگ و بسيار آب باشد ، برگ گل سوده ، يا آرد ارزن ، يا آرد جو ، در فرش اندازند و بيمار را بر آن خوابانند .
و اگر پوست خراشيده شود ، برگ سوسن كه تر باشد از شاخ جدا كنند و زير مريض بگسترند و برگ گل خشك و برگ مورد خشك باريك سائيده بر فراش پاشند و كذلك بر ريگ نرم خوابانيدن سريع الاثر است و در يك روز نفع مىكند .
و اگر آبله ديرتر خشك شود از نمك آب چاره نباشد و صواب آن است كه عدس سرخ و برگ گل سرخ و چوب گز تراشيده در آب پزند ، پس در آن آب نمك افگنند و پنبه پاكيزه نرم بدان تر كنند و بر آبله نهند تا آب نمك بدان رسد و زودتر خشك كند .
و اگر حرارت قوى بود ، قدرى كافور و صندل سوده نيز اندر اين آب حل نمايند و برگ بيد و برگ زعرور و اسفيداج ارزيز و مردار سنگ سوده بپاشند .
و آبله را كه ريش گردد به مرهم كافور توان تدارك كرد .
و همچنان اگر جراحت در بينى بود همين مرهم كافورى استعمال بايد كرد .
چون آبله خشك شود تدبير ازاله خشك ريشه نمايند .
حكايت
محمد شكر اللّه كه فرزند اين درويش است ، آبله قوى برآمده بود و دانهها آبناك شده و از شدت حرقت آن آرام نداشت و چون كه در اين ديار هند شگافتن دانهها مروج كمتر است و فقير نيز تا آن وقت به كسى امر نكرده بود ، بدان سبب توقف در اين كار مىكرد ، آخر ، حسب ضرور ، به رغم انف عجائز كه منع شديد از ارتكاب اين مىنمودند اقدام در آن كرده ، با سوزنهاى زرين شگافتن آغاز نمود ، از هر محل كه آب برمىآمد فورا تسكين در آن مىافتاد ، چنانچه به تدريج و مهلت در مدت سه پاس ، تمام آبلهها را شگافتم و فرحت كلى روى داد به عنايت رب العباد و بعد از اين ، اين عمل بارها به تجربه رسيده و نفع آن اسرعتر مشهود گرديد .
تدبير خشك ريشه دور كردن
بدان كه خشك ريشه آن پوست را گويند كه بر ريشها پديد آيد هر گاه آبله خشك شود و خشك ريشه بماند بنگرند كه خشك ريشه چگونه است ، اگر خشك باريك باشد و زير او هيچ ترى نبود بايد كه قطرهء روغن نيمگرم بر آن بچكانند تا زود بيفتد .
و بهترين روغنها در اين كار ، روغن كنجد است و ليكن بر آبلهء ردى ، عوض او روغن پسته به كار برند كه از روغن كنجد داغ مىماند .