تا زود باز گردد .
و خروج با ورم را مغز فلوس خيار شنبر در آب عنب الثعلب حل كرده ضماد نمودن به غايت نافع است .
و بسيار باشد كه در صغر سن اين علت پديد آيد و بعد چندى خود به خود زائل گردد بىمعالجه .
حرقة البول ، يعنى سوزش مجراى بول حين برآمدن آن
و اگر اين در گرمى هوا و از اغذيه و ادويه گرم كه مرضعه يا طفل خورد بيشتر افتد .
علاجش آن است كه آب تربز به قند شيرين كرده با شيرهء خرفه شيرين كرده بنوشانند و در آب تربز طفل را نشانند و از هرچه گرمىافزا بود پرهيزانند مرضعه را و طفل را .
و ايضا عنب الثعلب رسيده نرم كرده بر زهار و ذكر و خصيه طلا كردن و دوغ گاوى نوشانيدن نفع كثير دارد .
و اگر حاجت قوىتر بود ، كشنيز خشك در آب تر كنند و تخم كاهو را بدين آب شيره كشند و بدهند .
و آنجا كه حرقت در تپ بود ، اكثر از مادهء صفرا باشد ، تدبيرش تنقيه و تعديل است و به معالجهء تپ كوشيدن است .
البول في الفراش ، يعنى در جامهء خواب شاشه كردن
و سبب آن سردى مزاج و سستى مثانه بود ، علاج او آن است كه كندر و سعد و خولنجان و جفت بلوط و حب الآس و گلنار جمله برابر كوفته ، بيخته ، سفوف سازند و بدهند .
و مشك و جندبيدستر به روغنهاى گرم ، چون سوسن با آن يار كرده بر مثانه بمالند .
و اگر از مصطكى و شاه بلوط و سعد و هليله سياه و قند كه برابر همه باشد سفوف سازند و بدهند اثر كلى دارد .
و نيكوترين حيل آن است كه در اثناى خواب چند نوبت بيدار كنند به تكلّف و بول كنانند و شبانگاه آب و طعام بدهند و از هر چه مبرودتر باشد و مدرّ بود منع نمايند و گلقند على الدوام خورانند و قليهء خشك و مُطَجَّنه و كباب غذا سازند .
و اين دوا سود دارد : زيره ، كندر ، حب الآس ، از هر يك پنج مثقال ، عسل چهل مثقال ، معجون سازند و حسب حاجت بدهند ، يك درم يا كم و زياده .
و جوزبوا قدرى دادن بر سبيل دوام ، نفع تمام دارد .
و كذلك ، مرمكى ربع درم هر صباح به شراب دادن سود دارد .
و ايضا نانى كه در خمير آن اندكى زبل كبوتر مخفى كرده باشند فائدهء كلى مىدهد .
و جوز و نارجيل با شكر دادن همين عمل دارد . و شهدانه به دستور .
و بسيار باشد كه هيچ علاج سود ندهد و چون به بلوغ رسند خود به خود زوال گيرد و ضرب و تخويف نيز تخفيف دهد .
عسر البول ، يعنى دشوار برآمدن بول
و اين دو قسم است :
قسم اول آن كه به سبب سنگ و ريگ مثانه يا گرده پديد آيد .
پوشيده نماند كه سنگ مثانه به كودكان ذكور بيشتر افتد نسبت سنگ گرده ، اما تولد آن به اناث نادر است لسعة عنق مثانتهنّ و قلَّة إعوجاجه .
فرق در سنگ و ريگ از هر جا كهباشد از شدّت و خفّت اعراض و ظهور ريگ در بول توان كرد .
و فرق ميان كلوى و مثانى آن است كه چون سنگ و ريگ در كليه بود ثقل و تمدّد در قطن محسوس شود و نخست بول كدر و غليظ آيد بعده صاف و لون بول سرخ بود يا زرد و ريگ مائل به سرخى آيد .
و چون در مثانه بود بول سپيد و رقيق آيد و بيخ ذكر بخارد و بعد بول به اندك زمان ، تقاضاى