به حرارت داشته باشد و اصلا چيزى گرم و خشك ندهند ، مگر به عارضه .
و چون اعضاى اينان در رشد است اگرچه حسب مزاج به تقويت كوشند به غايت نيك است و آن به استعمال مفرّحات ياقوتيه باشد .
و به دادن فواكه مناسبه كه گاه گاه همىدهند و معلوم نمايند كه انار مقوى جگر است و به و امرود شيرين مقوى معده و سيب مقوى دل .
و ايضا براى تنقيهء گرده و مثانه تخم خرپزه و تخم خيارين نافع شناسند .
و به دستور ، باديان ، كوفته بيخته و به شكر آميخته ، گاه گاه خورانيدن مفيد دانند .
و اندر علاج رضيع ملاحظهء حال مرضعه بيشتر كنند كه الطفل يعالج بعلاج مرضعته مقرر شده و به تجربه رسيده كه اكثر امراض ايشان به معالجهء مرضعه و اصلاح شير زوال مىگيرد ، بهر آن كه هر فسادى كه هست بيشتر از غذا عارض مىشود و رضيع را كه هنوز به غذاى ديگر نرسيده باشد غذا همان شير است ، پس در تغير مزاج حادثهء او اصلاح وى كافى باشد .
و آن را كه جمع بين الغذا و الرضاع مىكنند نيز تدبير مرضعه و اصلاح غذا وافى است و احتياج دادن دوا به طفل نيست .
و در نادادن دوا به طفل ، غرض عمده آن است كه هر چه از جنس دوا است لا محاله مبائن است مر امر طبيعى را ، كما قرّر في موضعه .
و طبيعت طفل بنا بر ضعف و عدم اقتدار عاجز مىآيد از آن كه وى را مستحيل مىسازد و قوت او مستخرج نموده به فعل آرد .
و هر گاه دوا به مرضعه دهند و شير او متكيّف به اثر او شود ، فائدهء مطلوبه بىاذيت حاصل مىگردد ، كما لا يخفى .
و تكيّف لبن به كيفيات ادويه دو گونه باشد : يكى آن كه بدن متكيّف شود به كيفيت آن دوا و بدان سبب شير نيز به همان اثر متكيّف گردد ، چه ، هر گاه بدن گرم شود مثلا ظاهر است كه خون و شير كه در بدن است نيز گرم خواهد شد البته .
دوم آن كه دواى مذكور ذى غذائيت بود و خون حسب آن متكوّن شود ، حار ، يا بارد و از خون مذكور شير نيز همانسان پيدا گردد ، ليكن بدانند كه اينچنين تكيّف بعد دير به حصول مىرسد ، زيرا كه از غذاى دوائى خون پيدا شدن و از خون شير به وجود آمدن مهلتى مىخواهد ، به خلاف صورت اولى كه در آن تكيّف به سرعت باشد ، حتى كه گاه به مجرد ورود چيزى در معده اثر آن در همهء تن سرايت مىكند ، كما هو المشهود .
و چون مرضعه را اسهال يا قى مفرط اتفاق افتد بالطبع يا به صنعت بايد كه آن روز شير او نخورانند ، براى آن كه اخلاط بدان سبب حركت مىكند و شير كه در آن وقت متولد شود ، ناقص الاستحاله باشد .
و ايضا آنجا كه به استعمال دوا بوده باشد قوت آن در شير نيز و اصل شده طفل را هم اسهال و قى مىآرد و استفراغ بىحاجت ظاهر الضرر است .
اما آنجا كه تدبير مرضعه كفايت نكند ، از آنچه در امراض بزرگان مذكور است هر چه ملايمتر و مناسبتر به اينان باشد اختيار فرمايند .
اكنون چند مرض كه عروض آن به اطفال بيشتر است و اطبا تدابير و ادويهء مجربهء اكثر آن ضبط كردهاند ذكر مىكنم :
ريح الصبيان
رضى است كه دفعة واقع مىشود و طفل را بىهوشى افتد و دستها