اعتياد به يك وقت كرده اگر به دو وقت تغذّى كند ايضا ضعف و كسل و سستى مىآرد و آفات كثير احداث نمايد مگر آن زمان كه باز عادت به همين قرار گيرد .
قاعده اندر مدح غذاى مطلق و جواز اختلاط توابل در وى و بيان اغذيه فاضله
هر كه طالب حفظ صحت است بايد كه به جز غذاى مطلق نمىخورده باشد و قطعا ميل بر غذاى دوائى ننمايد مگر بر سبيل تعالج و تقدم حفظ .
اما امتزاج توابل در غذا جهت اصلاحش باك ندارد و اگر قليل المقدار باشند و غرض از آميختن مصالح جز اين نيست كه غذا لذيذتر شود ، پس اگر بىاخلاط او بالذات همىشود هرگز نشايد آميخت و چون التذاذ نيز حسب هر يكى متفاوت الدرجات است حكم غذاى هر واحد موقوف بر اكل او است .
و بهترين اغذيهء مطلقه گوشت است و نان در حق كسى كه معتدل مزاج و مألوف به آن باشد و الا شك نيست كه معتاد به ارز را استعمال ارز بهتر است .
و فاضلترين گوشت ، گوشت بره و بزغاله و گوساله و ماكيان است اما بايد كه برهء يك ساله باشد ، بهر آن كه آنچه بسيار خرد بود بلغم پيدا مىكند و بزغاله و گوساله افضلتر از برّه يك سالهاند ، بهر آن كه معتدلاند .
و وجه اعتدال آن كه سن ايشان مقتضى حرارت و رطوبت است و نوع اينان مقتضى برد و يبوست لأن المعز و البقر كلاهما يابسان باردان ليكن بزغاله الطف است و قليل الفضول ، لهذا اصحاب سكون و ضعف ، يعنى ناقهين و امثال آن را موافقتر است .
و گوساله چون قوى الغذا است اصحاب معده حار و اصحاب كد و تعب را موافقتر است ماكيان كه به عربى دجاج گويند اسخن و الطف و قليل الرطوبة است .
و بهترين دجاج آن است كه بيضه نياورده باشد .
و بهترين ديك ، يعنى خروس آن كه بانگ نداده .
اما بچهء مرغ چون به غايت لطيف است و به غايت قليل المعونت بر تقويت به غير از اصحاب سكون كثير را موافق نيست و وى معتدلتر از دجاج است .
و شيخ نوشته كه تيهوج يابس و حابس و فرّوج رطب مطلق و بهترين دجاج مشوى آن است كه وى را در شكم جدى يا حمل بريان كرده باشند كه در اين صورت رطوبت وى محفوظ مىماند .
و شورباج نيكوترين غذا است و وى اگر با بصل پخته شود رياح را دور كند و باه را برانگيزد و اينجا است كه انداختن پياز در پختن گوشت لازم شده .
و شورباج عبارت است از گوشت كه در آب كثير پزند نمك انداخته و بعد طبيخ چون آب معتدل المقدار بماند استعمال نمايند تنها يا نان در وى تر كرده .
و شورباج معرب است به پارسى شوربا و به تازى مرق گويند .
و بدانند كه مضرتها كه در بعض لحوم مرقوم شده مختص به جرم وى است و شورباى او آنقدر مضر نه .
و اهل هر بلاد در صنعت لحوم طرق مختلفه دارند و مخترعات بسيار نموده و حكم بر حال او نظر به مختلطات و نظر بر صناعات پوشيده نيست بر طبيب داما اگرچه در كتب قدما ذكرى از آن نباشد