حاصل آن كه مطرقى را ذو قرعتين گفتن روا است و ذو قرعتين را على الاطلاق مطرقى گفتن غير جائز .
اكنون ذكر كنيم لواحقات نبض را اجمالا به چند فائده :
فائده در بيان نبض مرد و زن
بدانند كه نبض مرد قياس به زن قويتر و عظيم باشد و بطىءتر و متفاوت بود .
فائده در نبض اسْنان
بدان كه نبض كودك قياس به نبض بالغ سريع بود و متواتر و در عظيمى معتدل اما نظر به حال صاحبش عظيم باشد .
و نبض بالغان قوىتر از ما سبق بود و هر چون به جوانى رسند قوىتر همىشود و اگر عظيم شود سخت عظيم بود . و نبض كهل قياس به جوان صغير و بطىء بود و در عظم و قوت ميانه .
و نبض شيخ ضعيف و متفاوت بود و لين .
فائده در نبض مزاجها
آنجا كه مزاج طبيعى گرم بود و فاعل قوى و آلت نرم نبض قوى باشد و عظيم و آنجا كه گرمى مزاج ناطبيعى بود هرچند كه ناطبيعى قوىتر بود قوت نبض ضعيفتر باشد چنانچه در حماى محرقه و جز آن مشهود است .
و نبض مزاج سرد يا صغيرتر باشد يا متفاوت يا بطىء به اندازهء حاجت و به حسب صلبى و نرمى آلت .
و نبض مزاج تر يا موجى بود يا عريض .
و نبض مزاج خشك در اكثر وقتها دقيق باشد و صلب و اگر قوت قوى بود و حاجت شديد ذو القرعتين باشد يا متشنج يا مرتعش .
و بايد دانست بسيار باشد كه مزاج نصف بدن در طول گرم باشد و نصف ديگر سرد پس نبض نصف محرور همچون نبض محرور بود و نبض نصف مبرود همچون نبض مبرود باشد .
فائده در نبض مهزول و سمين
نبض لاغر قياس نبض فربه عظيم و بطىء باشد و نبض فربه قياس نبض لاغر صغير و سريع باشد و اگر فربه از گوشت بود سرعت و قوت بيشتر باشد و اگر از شحم باشد بر خلاف آن .
فائده در نبض حبلى
نبض حامله در عظم و سرعت و تواتر زياده از آن بود كه قبل از حمل بوده باشد و اندر قوت بيفزايد و نكاهد مگر به اندازهء اعيا كه از ثقل حمل پديد آيد .
فائده در تغيرات نبض حسب فصول سال و مزاج و بلاد
نبض در ربيع معتدل باشد به جميع باب و در قوت افزون بود و در شهرهاى معتدل همچنين باشد . و در صيف سريع و متواتر و صغير و ضعيف باشد دور شهرهاى گرم به دستور . و در خريف مختلف باشد و به ضعيفى مائل و در شهرهاى مختلف الهواء كذلك . و در شتا متفاوت باشد يا بطىء يا صغير ليكن نبض محروريان در سرما قويتر شود و در شهرهاى سرد به دستور .
فائده در نبض نوم و يقظه
در اول خواب نبض صغير و ضعيف باشد و مع ذلك يا متفاوت بود يا بطىء و بعد هضم طعام و مرور زمانى در خواب عظيم و قوى مىگردد و در آخر خواب معتدل المقدار عظيم و قوى و بطىء مىشود و چون در خواب افراط رود به صغيرى و ضعيفى و تفاوت و بطوء باز گردد و هرگاه كسى در خواب شود و معده و عروق او خالى از غذا باشند صغر و تفاوت و بطوء در نبض بيفزايد .
بالجمله احكام نبض در خواب مختلف مىباشد و در بيدارى به دستور ، زيرا كه هنگام يقظه كه عقب نوم طبيعى باشد نخست عظيم و سريع باشد پس بطبيعى خود باز گردد .
و آن را كه ناگاه بيدار كنند و بترسانند نبض وى ضعيف باشد پس عظيم و سريع و مختلف و مرتعش گردد پس اگر ترس حقيقى ثابت است نبض تا دير بر آن حالت بماند و الا زود متغير شود و به حال آيد .
فائده در نبض رياضت
هرگاه رياضت معتدل باشد نبض به تدريج قوىتر و عظيمتر مىشود و در آخر رياضت سريع و متواتر شود . و چون رياضت فزون از اعتدال شود صغير و ضعيف گردد و اگر قوت سخت قوى باشد